دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٢ - ١ بسترسازى جهت گردش سرمايه
درآورده در گوشهاى محبوس كند، نعمت خداوند را ناسپاسى كرده است.
در سخنى ديگر قرآن با اشاره به عذاب سخت و هولناك حبس كنندگان اموال مىفرمايد: «كَلَّا إِنَّهَا لَظَى* نَزَّاعَةً لِّلشَّوَى* تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّى* وَجَمَعَ فَأَوْعَى». [١]
در اين آيات قرآن تهديد شديدى نسبت به كسانى دارد كه اموال را گردآورى و حبس مىكنند، زيرا غالب مفسران آيه «وَجَمَعَ فَأَوْعَى» را چنين تفسير كردهاند: «جمع المال حرصاً عليه فأوعى: جعله في وعاء و كَنَزَه؛ يعنى مالى را از روى حرص جمع نمايد و آن را در جايى حبس كند» [٢] و از چرخه توليد خارج سازد.
موضوع راكد گذاشتن اموال و حبس آن و تهديد به عذابهاى دردناك براى اين عمل، در روايات نيز به صورت گستردهاى آمده است؛ از جمله در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه گروهى از مردم خراسان نزد آن حضرت شرفياب شدند، حضرت آغاز به سخن كرده، فرمود:
«مَن جمع مالًا يحرسه عذّبه اللَّه على مقداره. فقالوا بالفارسية: لا نفهم العربية، فقال عليه السلام لهم
: هر كه درم اندوزد جزايش دوزخ باشد؛ (امام فرمود) هر كس مالى را گرد آورد و از آن محافظت كند، (راكدش بگذارد) خداوند به اندازه آن مال او را كيفر دهد. آنان گفتند: ما عربى نمىفهميم.
امام جواب فوق را به آنان فرمود». [٣]
فلسفه تحريم كنز:
فلسفه تحريم كنز، چيزى نيست كه بر كسى پوشيده باشد و اگر كسى به تفصيل آن را نداند، يا نتواند بيان كند، بىشك به اجمال آن را مىداند، كنز مفاسد زيادى به دنبال دارد، و اجتناب از آن تأمين كننده منافع فراوانى براى فرد و جامعه است كه بخشى از آنها در بحث فلسفه تحريم مالاندوزى- يكى ديگر از چهرههاى كنز- بيان شد. از قبيل:
آزادى و رهايى انسان از صفات مذمومى چون بخل و حرص، تأمينِ نيازهاى محرومان و جلوگيرى از فاصله طبقاتى.
در اينجا به دو نكته ديگر اشاره مىشود:
١. بسترسازى جهت گردش سرمايه
از روزى كه جوامع انسانى شكل گرفت مسأله مبادله فرآوردههاى مختلف در ميان انسانها رواج داشت. هر كس مازاد احتياجات خود را از فرآوردههاى كشاورزى، دامى و جز آنها در معرض فروش قرار مىداد؛ ولى از آنجا كه هنوز پول رايج نشده بود. مبادلهها در آغاز به صورت جنس به جنس بود و خود مشكلات فراوانى را موجب مىشد، زيرا چه بسا افرادى كه مىخواستند مازاد نياز خود را بفروشند ولى در آن حال به چيز خاصى نياز نداشتند تا با آن بخرند. اينجا بود كه بشر به فكر
[١]. معارج، آيه ١٥-/ ١٨.
[٢]. ر. ك: مجمع البيان، ج ١٠، ص ٥٣٥؛ جامع البيان، ج ٢٩، ص ٤٩؛ روح المعانى، ج ١٥، ص ٦٩. در تفسير مقاتل آمده است: «أي جمع ماله فأمسكه في وعائه ولم ينفق منه للسائل والمحروم». (تفسير مقاتل، ج ٤، ص ٤٣٩).
[٣]. بحارالانوار، ج ٤٧، ص ١١٩، ح ١٦٢.