دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٧ - ٣ اصل اعتماد متقابل حكومت اسلامى و فعالان اقتصادى
غير نفتى ارزانتر.
بعضى از انديشمندان اقتصادى شرايط ديگرى را نيز ذكر كردهاند كه بعضى از آنها با شرايط مزبور تداخل دارد از جمله اين شروط شرط آزادى در قراردادها و داد و ستدهاست؛ همانى كه به عنوان يكى از شاخههاى اصل آزادى اقتصادى ذكرش گذشت.
شرط ديگر وفا به شرطهاى ضمن عقد از باب
«المؤمنون عند شروطهم»
است، زيرا عمل به مفاد قراردادها و تعهدات ضمنى آن، موجب بهوجود آمدن جوّ اعتماد و اطمينان شده، در نهايت بستر رقابت سالم را فراهم مىسازد.
شرط سوم صداقت در معاملات و قراردادها و پرهيز از دروغگويى و نيرنگ و تدليس است و شرط چهارم پرهيز از اضرار و فعاليتهايى است كه سبب زيان به ديگران مىگردد.
عمل به اينگونه از شروط از بهوجود آمدن انحصارات بزرگ و تمركز ثروت در دست گروهى محدود پيشگيرى مىكند و انگيزه تلاش و نوآورى را در سطوح پايين جامعه فزونى مىبخشد. [١]
٣. اصل اعتماد متقابل حكومت اسلامى و فعالان اقتصادى
از جمله از اصولى كه سبب رشد و توسعه اقتصادى مىشود و از بعضى از آداب و احكام اقتصادى اسلام ضرورت آن به دست مىآيد اعتماد كارگزاران نظام اقتصادى اسلام به مردم و فعالان اقتصادى و حمايت از آنان در فعاليتهاى اقتصادى و اداى تكاليف مالى است. در حديث معتبرى از غياث بن ابراهيم از امام باقر عليه السلام مىخوانيم:
اميرمؤمنان على عليه السلام وقتى زكاتگيرنده (/ مصّدّق) خود را براى اخذ زكات مىفرستاد به او مىفرمود:
وقتى بر صاحب مال وارد شدى با او اينگونه سخن بگو:
«تصدّق رحمك اللَّه ممّا أعطاك اللَّه
؛ از آنچه خداوند به تو عطا كرده، زكاتش را بده خداى رحمتت كند» سپس فرمود: «اگر از تو روى برگرداند و نخواست زكاتش را بدهد، اجبارش نكن و اصرار ننما»؛
«فان ولّى عنك فلا تراجعه». [٢]
در نامه ٢٥ نهجالبلاغه آن حضرت نيز خطاب به زكاتگيرنده بياناتى را مشاهده مىكنيم كه به روشنى دلالت بر اين دارد كه در اسلام و در نظام اقتصاد اسلامى تا چه اندازه، روى كرامت و حريت و اختيار انسان تكيه شده است؛ مىخوانيم: «با تقوا و احساس مسئوليت در برابر خداوند يكتا و بىشريك حركت كن و در اين راه هيچ مسلمانى را مترسان و بر سرزمين او ناخشنود مگذر؛ بيش از آنچه از حق خداوند در اموالش است از او مگير، پس از آنكه به آبادى قبائل رسيدى در كنار آب فرود آى و داخل خانههاشان مشو. سپس با آرامش و وقار به سوى آنان برو، تا در ميان آنها قرار گيرى، به آنها سلام كن و از اظهار تحيت بخل نورز، پس از آن به آنان
[١]. ر. ك: نظام اقتصادى اسلام، مبانى مكتبى، سيد حسين ميرمعزّى، ص ١٦٨-/ ١٧٣.
[٢]. وسائل الشيعه، باب ١٤ از ابواب زكاة الأنعام، ح ٥، ج ٩، ص ١٣٢.