دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٩ - جمعبندى
اميرمؤمنان على عليه السلام در سخنى جامع مىفرمايد:
«لا يقيم أمر اللَّه سبحانه إلّامن لا يُصانع، ولايُضارع، ولايتّبع المطامع
؛ فرمانهاى الهى را بر پا نمىدارد مگر كسى كه اهل سازش نباشد و در برابر ديگران زبونى نكند و به دنبال طمعها نرود». [١]
روشن است كه افراد سازشكار، زبون و ترسو و غير وارسته براى جهش بزرگ و برنامههاى توسعه و رشد و سازندگى شايستگى ندارند.
٨. مشاركت عمومى و تلاش همگانى
عالىترين قوانين و برنامهها تا با تلاش همگانى و مشاركت عموم مردم همراه نباشد، به ثمر نخواهد نشست؛ و هنگامى كه اراده همگانى براى تحقّق برنامهها وجود داشته باشد، زمينه رشد و توسعه فراهم مىشود.
على عليه السلام مىفرمايد:
«خوض النّاس في الشّيء مقدّمة الكائن
؛ هنگامى كه مردم براى رسيدن به چيزى وارد صحنه شوند، زمينه تحقّق آن فراهم مىشود». [٢]
همانگونه كه تا مردم يك جامعه براى تغيير و تحول مصمم نباشند و دست به كار نشوند، تحوّل مثبتى براى آنها رخ نخواهد داد. قرآن كريم تصريح مىكند كه: « «إِنَّ اللَّهَ لَايُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ»؛ به يقين خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمىدهد، مگر آنكه آنان خود را تغيير دهند (و هماهنگ با سرنوشت سعادتبخش سازند)». [٣]
اميرمؤمنان هنگامى كه از حقوق خود به عنوان رهبر بر مردم سخن مىگويد اجابت همگانى به دعوت خويش را از آن جمله بر مىشمرد:
«والإجابة حين أدعوكم». [٤]
طبيعى است كه اجابت دعوت دولت از سوى مردم و مشاركت آنان در برنامههاى اقتصادى زمينه رشد و توسعه را فراهم مىسازد و دولت نيز بايد زمينه مشاركت آنها را فراهم كند و به توان آنها تكيه نمايد، ازاينرو امام اميرمؤمنان عليه السلام در عهدنامه مالك اشتر بر نقش توده مردم تأكيد مىكند و مىفرمايد:
«وإنّما عماد الدّين وجماع المسلمين والعُدّة للأعداء، العامّة من الأمّة، فليكن صغوك لهم وميلك معهم
؛ به يقين ستون دين، و سبب اجتماع مسلمانان و ذخيره دفاع از دشمنان، تنها «توده مردم» هستند، بنابراين گوش به سخنان آنها فرا ده و تمايل و علاقه تو به آنها باشد». [٥]
به يقين همانگونه كه توده مردم در عرصه جهاد بر ضدّ دشمن نقش اساسى دارند، در جهاد سازندگى و توسعه اقتصادى نيز نقش آنان انكارناپذير است.
جمعبندى:
از مجموع آنچه كه در اين نوشتار آمد، چنين نتيجه مىگيريم كه اسلام براى توسعه اقتصادى
[١]. نهجالبلاغه، كلمات ١١٠.
[٢]. غررالحكم، ح ١١٠٤٢.
[٣]. رعد، آيه ١١.
[٤]. نهجالبلاغه، خطبه ٣٤.
[٥]. همان، نامه ٥٣.