دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢ - نقد و بررسى
آمار فوق نشان مىدهد كه هر چه زمان پيش مىرود توزيع درآمدها نامتوازنتر مىشود.
طبق آمار ديگر، گرچه بين سالهاى ١٩٧٣-/ ١٩٩٤ ميزان سرانه توليد ناخالص ملى آمريكا بيش از يك سوم افزايش يافته؛ ولى متوسط دستمزدهاى ناخالص براى همه شاغلانى كه در پستهاى مديريت نبودند؛ يعنى براى سه چهارم نيروى كار، ١٩ درصد كاهش يافته است». [١]
همچنين آمارها از تمركز ثروت در دست گروهى خاص در آمريكا و برخى از كشورهاى سرمايهدارى حكايت مىكند.
نتايج يكى از تحقيقات مجله فوربس [٢] در سال ١٩٨٨ ميلادى درباره ٤٠٠٠ نفر از ثروتمندان آمريكا چنين است:
«ثروت هر يك از آنان بيش از ٢٢٥ ميليون دلار بود و نشان مىداد كه ١٨٥ نفر از اين افراد، حداقل ٥٠٠ ميليون دلار و ٥١ نفر، حداقل يك ميليارد دلار ثروت داشتند». [٣]
در آلمان نيز وضعى شبيه به آمريكا وجود دارد:
«ششصد مگا ميليونر آلمانى (سوپر ثروتمندان) سيصد ميليارد ثروت در اختيار دارند. ثروت هر يك از اين ششصد تن، بين صد ميليون تا چندين ميليارد مارك است». [٤]
همچنين طبق آمار منتشره، در آمريكا ٤/ ٣٢ ميليون نفر زير خط فقر زندگى مىكنند كه ٦/ ١٣ درصد جمعيت آمريكا را شامل مىشود. [٥] ازاينرو دمكراتها در كميته اقتصادى مشترك كنگره، با صراحت اعلام كردهاند «تمركز ثروت در دو دهه گذشته به مقدار زيادى، فزونى يافته است». [٦]
به يقين ديگر كشورهاى سرمايهدارى اگر وضعشان بدتر از آمريكا نباشد، بهتر نيست. [٧]
جمعى از دانشمندان غربى نيز به قربانى شدن توده مردم در چنين تفكرى اعتراف كردند. از جمله آدلمان و موريس با استناد به آمارهاى مقطعى گفتهاند: «توسعه اقتصادى نه تنها با كاهش متوسط درآمد نسبى، بلكه با كاهش متوسط درآمد مطلق فقيران همراه است». [٨]
هايمن مينسكى در يك جمله مىگويد: «جوامع سرمايهدارى ستمكار و (از لحاظ اقتصادى) ناكاراست». [٩]
در اينجا يك استثنا هست؛ و آن اينكه اگر واقعاً مسائل اخلاقى بر جامعه بشرى حاكم شود و تفكّر فردى به تفكّر جمعى تبديل گردد و در چنين شرايطى
[١]. دام جهانگرايى، هانس پيتر مارتين، ترجمه عبدالحميد فريدى عراقى، ص ١٩٠.
[٢].
١..
[٣]. درآمدى بر جامعه، نوشته يان رابرتسون، ص ٢٢٥ و ٢٣٠ (مطابق نقل ساختار كلان نظام اقتصادى اسلام، ص ١٥٠).
[٤]. پول، بهره، بحرانهاى اقتصادى- اجتماعى، ص ٦٦ (همان).
[٥]. اسلام و چالش اقتصادى، محمد عمر چپرا، ترجمه سيدحسين مير معزى و ...، ص ١١٩-/ ١٢٠.
[٦]. همان، ص ٢٠٤.
[٧]. ر. ك: همان، ص ٢٠٣-/ ٢٠٥.
[٨]. فصلنامه اقتصاد اسلامى، شماره ١٦، ص ١٦٣.
[٩]. اسلام و چالش اقتصادى، ص ٧٦. براى مطالعه بيشتر پيرامون شكاف طبقاتى در جامعه آمريكا و ديگر جوامع سرمايهدارى و علل آن؛ ر. ك: نظام اقتصادى اسلام، مبانى مكتبى، ص ٧٦-/ ٩٤.