دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٥ - ١ انگيزه الهى خدامحورى
وجود دارد». [١]
بههرحال، موارد هفتگانه ياد شده، عمده شاخصهاى رشد و توسعه است، كه اسلام بر آنها تأكيد دارد و پيروانش را براى رسيدن به اين شاخصها تشويق مىكند.
گفتار سوم: اصول توسعه، در نگرش اسلامى
مقصود از عنوان اين بحث، راههاى رسيدن به شاخصهاى توسعه اقتصادى در اسلام است؛ بدين معنا كه از نظر اسلام با چه اصول و سياستى مىتوان به شاخصهايى كه در گفتار دوم گذشت، دست يافت؟ و راههاى رسيدن به آن شاخصها چيست؟
عمده اين اصول به ترتيب زير است:
١. انگيزه الهى [خدامحورى]
تلاشهاى حاكمان و زمامداران اسلامى اگر رنگ و بوى خدايى داشته باشد و تكاپوها و برنامهريزىهاى آنان خدامحورانه باشد، راه رسيدن به توسعه و رشد آسانتر است.
قرآن كريم در دستورى عام وفراگير به همگان سفارش مىكند كه قيام و تلاش فردى و جمعى آنان براى خدا باشد «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا للَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى». [٢]
در اين ميان زمامداران بايد بدانند كه خداوند بر كار آنها ناظر است و بايد پاسخگوى او باشند و از هرگونه ضعف و سستى در كار مردم و تلاش براى سامان بخشى به امور آنان غافل نشوند.
در «دستور نامه» حكومتى اميرمؤمنان على عليه السلام به مالك اشتر مىخوانيم:
«... فإنّك فوقهم ووالى الأمر عليك فوقك، واللَّه فوق من ولّاك
؛ ... تو از نظر قدرت برتر از آنانى و ولىّ امر بالاتر از تو و خداوند برتر از آن كسى است كه تو را والى مصر نموده است».
سپس درباره رسيدگى به امور مردم سفارش مىكند و مىفرمايد:
«وقد استكفاك أمرهم وابتلاك بهم ولاتنصبنّ نفسك لحرب اللَّه
؛ خداوند كفايت امور مردم را از تو خواسته و به جهت آنان تو را در عرصه آزمايش قرار داده؛ خود را در معرض جنگ با خدا قرار مده». [٣]
[١]. در سراشيبى به سوى گومورا، ص ١٦٣ (مطابق نقل همان مدرك).
[٢]. سبأ، آيه ٤٦.
[٣]. نهجالبلاغه، نامه ٥٣.