دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٨ - ١ برنامهريزى و مديريت صحيح
نوافل روز جمعه اشاره دارد. حضرت مىفرمايد:
«أللَّهم إنّي أسئلك خيرَ المعيشة، معيشةً أقوى بها على طاعتك، و أبلغ بها جميع حاجاتي، و أتوصّل بها إليك في الحياة الدّنيا و في الآخرة، من غير أن تترفني فيها فأطغى، او تقترها علىَّ فأشقى
؛ خدايا به من بهترين معيشت را عنايت كن؛ معيشتى كه با آن توانايى بر طاعت تو را پيدا كنم و همه خواستههايم را با آن برآورم و به سوى تو در زندگى دنيا و آخرت متصل شوم. معيشتى كه نه در آن افراط شود تا با آن به طغيان بپردازم و نه بر اثر كمبود آن به رنج و سختى دچار گردم». [١]
در دعاى مشابهى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم:
«أسألك اللّهم الرّفاهية في معيشتي أبداً ما أبقيتنى، معيشةً أقوى بها على طاعتك، و أبلغ بها رضوانك ... و ارزقنى رزقاً حلالًا يكفيني، و لا ترزقني رزقاً يطغيني، و لا تبتلني بفقر أشقى به». [٢]
مىدانيم مفهوم دعا اين نيست كه ما دست از تلاش و جهاد برداريم و اين امور را از خدا بخواهيم، بلكه دعا به ما تعليم مىدهد كه خودمان حداكثر تلاش را داشته باشيم و در آنجا كه از توان ما بيرون است از خدا بطلبيم. شرط قبولى اين دعاها طبق روايات همين است.
گفتار پنجم: طرق مبارزه با فقر
در بحثهاى گذشته كه عوامل و ريشههاى فقر بر شمرده شد، طرق مبارزه با فقر نيز كم و بيش مورد توجه قرار گرفت؛ ولى با توجّه به اهميّت فوق العاده موضوع لازم است به طور مستقل در اين باره بحث شود.
بىشك طرق مبارزه با فقر بسيار متنوع و گسترده است، همانگونه كه ريشههاى فقر چنين است؛ ولى راههاى عمده و اساسى را مىتوان موارد زير دانست:
١. برنامهريزى و مديريت صحيح
برنامه ريزى توأم با آينده نگرى و مديريت فعّال و حساب شده، كه در متون اسلامى از آن به تدبير ياد مىشود، از اساسىترين طرق براى ريشه كن كردن فقر است.
در بسيارى از جوامع به قدر كافى منابع مفيد نيروى انسانى و طبيعى (روى زمين و زير زمينى) وجود دارد؛ ولى نبودن مديريت صحيح و برنامه ريزى دقيق، آن را به جامعه فقيرى مبدّل ساخته است. در مقابل جوامعى ديگر با در دست داشتن كمترين منابع و امكانات طبيعى، به صورت جامعهاى پيشرو درآمدهاند، چرا كه از منابع محدود خود، با مديريت و برنامه ريزى صحيح حداكثر استفاده را بردهاند.
مديريت صحيح نياز به آموزش، تجربه و استفاده از تجارب ديگران و آيندهنگرى و نداشتن
[١]. بحارالانوار، ج ٨٧، ص ١٢.
[٢]. همان، ج ٩٤، ص ٣٧٩.