دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٧ - جمعبندى
رقّتبارى گرفتار مىشوند؛ به گونهاى كه گاه زندگى آنها نوعى مرگ تدريجى است.
اين درحالى است كه قرآن مجيد مىگويد: «وَللَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَايَعْلَمُونَ». اين سخن را قرآن در جواب منافقانى كه به ثروت خود تكيه مىكردند و خود را عزيز و مسلمانان را فقير و ذليل مىپنداشتند، بيان كرد. عدهاى پس از پايان غزوه بنى المصطلق گفتند: «لَئِنْ رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ»؛ هرگاه به مدينه بازگرديم، ما عزيزان ثروتمند، مسلمانان فقير ذليل را از مدينه بيرون خواهيم راند». [١] همانطور كه مىدانيم اين خيال باطل هرگز به وقوع نپيوست، بلكه منافقان گرفتار خوارى، ذلت و انزواى اجتماعى شدند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«كثرة الحوائج إلى النّاس مذلّة وهو الفقر الحاضر
؛ فراوانى نياز به سوى مردم (وابستگى به ديگران) ذلّت و فقر آماده و نقد است». [٢]
اميرمؤمنان على عليه السلام در جملهاى كوتاه و بسيار پرمعنا مىفرمايد:
«إحتج إلى من شئت تكن أسيره
؛ به هر كس كه مىخواهى نيازمند شو، كه اسير او خواهى شد». [٣]
جمعبندى:
نتيجه بحث آنكه فقر در فرهنگ، دين، اخلاق و شخصيت انسان آثار سوء فراوانى مىگذارد، از اين رو بايد از فقر اجتناب كرد و جامعه اسلامى را از افتادن در ورطه آن بازداشت.
بسيار روشن است كه اگر فقر در مقياس يك كشور و يك جامعه باشد آثار منفى آن، بيشتر و وحشتناكتر است. جامعه فقير افزون بر آلوده شدن به انواع گناهان و مفاسد اخلاقى، ناچار است به ديگران وابسته باشد. نتيجه اين وابستگى اقتصادى، وابستگى سياسى و فرهنگى است و به بيان ديگر عملًا مستعمره سياسى و فرهنگى كشورى مىشود كه به آن وابسته شده و تدريجاً هويّت خود را از دست مىدهد.
ديندارى به معناى واقعى در چنين جامعهاى بسيار مشكل است و عزّت و آبرو و شخصيت و استقلال در آن تدريجاً محو مىشود.
هدف از تأكيد بر مفاسد فقر اين است كه مبادا بعضى از افراد به ظاهر بعضى از روايات در مدح فقر، بسنده كنند و جامعه اسلامى را به سوى آن بكشانند كه اين خطر بزرگى است و اميدواريم كشورهاى اسلامى در عصر و زمان ما از آن مصون بمانند.
مخصوصاً بايد مراقب دامهاى دشمن در اين زمينه بود؛ دشمن با انواع حيلهها سعى مىكند جوامع اسلامى را به وابستگى و فقر بكشاند و از طريق تشويق به مصرفگرايى وروى آوردن به زندگى تجملى و عقب نگه داشتن از علم و دانش و ايجاد مرض خود كمبينى، نقشه شوم خود را پياده كند.
اين بحث را با دعايى از امام زينالعابدين عليه السلام ادامه مىدهيم كه به اين حقيقت در خلال دعاى
[١]. منافقون، آيه ٨.
[٢]. بحارالانوار، ج ٧٤، ص ٦٦، ح ٤.
[٣]. همان، ج ٧١، ص ٤١١، ح ٢١.