دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٩ - ج عزلت
مىكند و در حالى كه مردم به دنيا مشغولند انسان وقت كافى براى عبادت خداوند پيدا مىكند و سخنان ديگرى از اين قبيل.
بايد توجه داشت كه اعتزال و كنارهگيرى از جامعه به صورت يك اصل، هرگز مورد تأييد اسلام نيست، زيرا اولًا انسان مدنى بالطبع است و انسانها اعضاى يك پيكرند و به يكديگر نياز دارند و همه پيشرفتهاى مادى و معنوى كه نصيب جامعه بشريت شده، در پرتو زندگى اجتماعى بوده است، لذا اسلام و ساير اديان آسمانى، مطلوب و خواستهاى در تضادّ با اين خواست طبيعى و غريزى انسان نمىتوانند داشته باشند.
ثانياً در اسلام احكام فراوان و آداب معاشرت زيادى وجود دارد كه با عزلت به طور مطلق، سازگار نيست؛ مانند صله رحم، امر به معروف و نهى از منكر، زيارت برادران مسلمان، تشييع جنازه، نماز جماعت، نماز جمعه، مراسم حج و امثال آن.
على عليه السلام مىفرمايد:
«خالطوا النّاس مخالطة إن متّم معها بكَوْا عليكم و إن عشتم حنّوا إليكم
؛ با مردم آن چنان معاشرت كنيد كه اگر مرديد بر شما گريه كنند و اگر زنده مانديد به شما رو بياورند». [١]
بررسى مجموع آيات و روايات ما را به اين نتيجه مىرساند كه كنارهگيرى و اعراض، تنها از افرادى خاص و در شرايط ويژهاى مطلوب اسلام است. قرآن مىفرمايد: «فَأَعْرِضْ عَنْ مَّنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا»؛ از هر كس كه از ياد ما روى برتافته و جز زندگى دنيا را خواستار نبوده است روى برتاب» [٢]؛ « «وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِى آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ»؛ هرگاه مشاهده كنى كسانى را كه آيات ما را استهزا مىكنند از آنان روى بگردان». [٣] در قرآن روى گرداندن از مشركان [٤] و از جاهلان لجوج [٥] نيز مطرح شده است.
همچنين اگر كسى احتمال بدهد شركت او در بعضى از اجتماعات براى وى تأثير منفى دارد و نه تنها خود نمىتواند تأثيرگذار بر فضاى مجلس و افراد آن باشد، بلكه جنبه تأثيرپذيرى او از اين مجالس و معاشرتها بيشتر است يا وضع زمانه و هجوم مفاسد به گونهاى است كه به جاى آن كه بتواند ديگران را تطهير كند، خود آلوده مىشود، نه تنها اسلام، بلكه عقل نيز به چنين انسان تأثيرپذيرى دستور مىدهد از چنين اجتماعاتى دورى كند تا هويت دينى و انسانى او محفوظ بماند.
به نظر مىرسد افكار مربوط به عزلت و كنارهگيرى از اجتماع از قبيل افكار وارداتى است كه توسط راهبان و صوفيان و بعضى از مرتاضان هند به محيط اسلام نفوذ كرده، و آثار منفى اخلاقى، اقتصادى و فقرطلبى را در گروهى گذارده است.
وگرنه هر كس كمترين آشنايى با تعليمات قرآن داشته باشد مىداند كه اسلام جز در موارد استثنايى با اين كار موافق نيست.
[١]. نهجالبلاغه، قصار ١٠.
[٢]. نجم، آيه ٢٩.
[٣]. انعام، آيه ٦٨.
[٤]. انعام، آيه ١٠٦.
[٥]. اعراف، آيه ١٩٩.