دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٢ - ٣ امنيت در فعاليتهاى اقتصادى
واضح است كه اگر به فعّالان اقتصادى در بازار و ساير مراكز تجارى و در همه داد و ستدها و فعاليتهاى معاملاتى اصولى چون: ١. روزى دهنده خداست. ٢. روزى مقدّر شده، از حلال است نبايد آن را از طريق حرام بدست آورد. ٣. حرص ورزيدن روزى را افزايش نمىدهد. ٤. روزى براى جوينده آن ضمانت شده است. ٥. تقواى الهى و توكّل بر خدا در فعاليتهاى اقتصادى سبب جلب روزى مىشود و ... گوشزد گردد نه خود، اقدام به ناهنجارىهاى اقتصادى مىكنند و نه مرعوب فشارها و تهديدهاى اقتصادى دشمن قرار مىگيرند و در نتيجه بر امنيت اقتصادى جامعه، افزوده مىشود.
ج. توجه دادن به موانع و آفتهاى امنيت- اعم از موانع اخلاقى، اجتماعى و عملى- از طريق گوشزد كردن آيات و رواياتى كه در اين زمينه وارد شده است نظير روايات مذمّت آزمندى و حرص و محروميت آزمند از احساس غنا و بىنيازى [١]، روايات حسادت و تأثير آن در تيره و دشوار شدن زندگى [٢]، روايات دروغگويى و تأثير آن در فقر و كاستن روزى [٣] روايات و آيات كفران نعمت و سرمستى از نعمت (/ بَطَر) [٤]، روايات اختلافات و پراكندىها و تأثير آن در نابسامانى امور [٥]، روايات قطع رحم و تأثير در از بين بردن نعمت [٦]، روايات و آيات ربا و تأثير آن در ظلم و فساد نابودى اموال [٧]، روايات يارى رساندن به حاكمان ستمگر و تأثير آن در فقر و رعب [٨]، روايات بىاعتنايى به فقرا و تفاخر از طريق اموال و تأثير آن در خيانت مسئولان و سلطه بيگانگان [٩]، تكاثر و مسابقه دادن در گرانفروشى و تأثير آن در بغى و ظلم [١٠] و بالاخره روايات و آيات مطلق گناه و تأثير آن در فساد و تباهى. [١١]
اين نكته بدان لحاظ است كه از لوازم بىواسطه يا با واسطه اين امور سيزده گانه، ناامنى اقتصادى است به عنوان مثال روشن است كه يكى از آثار عملى حسادت، كارشكنىهايى است كه از جانب فعال اقتصادى حسود، نسبت به ساير فعالان اقتصادى انجام مىپذيرد؛ كارشكنىهايى كه ممكن است از جمله از آثار مخرّب آن از بين رفتن امنيت اقتصادى بوده باشد.
[١]. ر. ك: غررالحكم، ح ٦٦٣٥ و ٦٦٣٣.
[٢]. ر. ك: غررالحكم، ح ٦٨٢٦ و ٦٨٥٧.
[٣]. ر. ك: كنز العمال، ج ٣، ص ٦٢٣، ح ٨٢٢٠ از رسول گرامىو امالى مفيد، ص ٣١٠، ح ٢ تحقيق استاد ولى و على اكبر غفارى، مؤسسة النشر الاسلامى، قم، طبع دوم، ١٤٠٤ ق.
[٤]. ر. ك: نحل، آيه ١١٢ و غررالحكم، ح ١٠٤١٢.
[٥]. ر. ك: غررالحكم، ح ١٠٧٤١.
[٦]. ر. ك: همان، ح ٩٣٢١.
[٧]. ر. ك: من لايحضره الفقيه، ج ٣، ص ٥٦٦، ح ٤٩٣٤.
[٨]. ر. ك: مجموعه ورّام، ابوالحسين ورّام بن ابىفراس، متوفاى ٦٠٥ ه، دارالتعارف و دار صعب، بيروت، از رسول خدا صلى الله عليه و آله، وكنزالعمال، ج ١٦، ص ٨٠، ح ٤٤٠١٠ از رسول خدا و امالى صدوق، ص ٣٨٤، ح ٤٩٣.
[٩]. ر. ك: مستدرك الصحيحين، ج ٤، ص ٣٦١، از رسول خدا.
[١٠]. ر. ك: همان، ص ١٨٦.
[١١]. ر. ك: روم، آيه ٤١، طه، آيه ١٢٤، شورى، آيه ٣٠ و خصال، ص ٦١٦، ح ١٠.