تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٧
گرفتار طوفانهاى هوىو هوس مىشوند تا آنجا كه مىخواهند برادر خود را نابود كنند، چگونه مىتوان انتظار داشت كه همه مردم بر ديو هوس و غول شهوت چيره شوند و يكباره همگى بهطور كامل رو بهسوى خدا آورند؟
اين جمله ضمناً يكنوع تسلّى خاطر براى پيامبر است كه هرگز از اصرار مردم بر كفر و گناه خسته و مأيوس نشود و از كمى همسفران در اين راه ملول نگردد. در آيه ٦ سوره كهف خطاب به پيامبر مىفرمايد: فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا: «گويى مىخواهى بهخاطر اعمال آنان خود را از غم و اندوه هلاك كنى اگر به اين گفتار (قرآن) ايمان نياورند!»
* سپس اضافه مىكند: اينها در واقع هيچگونه عذر و بهانهاى براى نپذيرفتن دعوت تو ندارند، زيرا علاوه بر اينكه نشانههاى حق در آن روشن است «تو (هرگز) از آنان پاداشى نمىطلبى» كه آن را بهانه مخالفت قرار دهند (وَ مَا تَسْئَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ).
«آن نيست مگر تذكّرى براى جهانيان» و سفره گستردهاى براى عام و خاص و تمام انسانها (إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ).*
آنها در واقع به اين دليل گمراه شدهاند كه چشم بينا و گوش شنوا ندارند «و چه بسيار نشانهاى (از خدا) در آسمانها و زمين وجود دارد كه آنان از كنارش مىگذرند و از آن رويگردانند» (وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِى السَّموَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَ هُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ).
همين حوادثى را كه همه روز با چشم خود مىنگرند: خورشيد صبحگاهان سر از افق مشرق برمىدارد و اشعه طلايى خود را بر كوهها و درّهها و صحراها و