تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٠
روى آن ريخته باشند و در آن بذرى بيفشانند، هنگامى كه باران مىبارد به جاى آنكه بذر بارور شود آن را همراه خاكهاى سطحى روى سنگ مىشويد و به كنارى مىريزد، اينچنين است حال اعمال ريايى و بىريشه». «١»
راه دور نرويم در همين مثال مورد بحث، درباره مبارزه حقّ و باطل، چقدر اين مسأله خوب مجسّم شده و بهطور دقيق ترسيم يافته است. مقدّمات، نتايج، صفات، ويژگىها و آثار هر يك از حقّ و باطل در همين مثال منعكس است، آنچنان كه براى همگان قابل فهم و اطمينانبخش و براى لجوجان ساكتكننده و از همه گذشته، زحمت بحثهاى طولانى و مفصّل را از دوش برمىدارد.
در يكى از روايات مىخوانيم كه يكى از مادّىها (زنادقه) خدمت امام صادق عليه السلام رسيد و عرض كرد: خداوند مىفرمايد: «هر زمان كه پوست تن دوزخيان از شدّت آتش بسوزد، ما پوست ديگرى بر آنها مىپوشانيم تا طعم عذاب را بهخوبى بچشند». گناه آن پوست ديگر چيست كه آن هم مجازات شود؟
امام فرمود: آن پوست، هم عين پوست اوّل است و هم غير آن. سؤالكننده قانع نشد و از اين جواب نتوانست چيزى بفهمد، ولى امام با ذكر يك مثال گويا آنچنان مسأله را روشن ساخت كه جايى براى گفتوگو باقى نمىمانَد. فرمود:
«ملاحظه كن يك خشت پوسيده و فرسوده را خرد مىكنى وسپس همان خاك را گِل كرده و در قالب مىريزى و يك خشت نو از آن مىسازى، اين همان خشت اوّل است و از يك نظر غير آن». «٢»
در اينجا ذكر اين نكته كاملًا ضرورى است كه مثال با همه نقشهاى ارزنده و