تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨
آنچنان تأثير سوء دارند كه اعمال نيك و حسنات را بر باد مىدهند.
آيه مورد بحث نيز دليل ديگرى بر امكان حبط اعمال است (براى توضيح بيشتر به همان بحث مراجعه فرماييد).
٤. آيا مخترعان و مكتشفان پاداش الهى دارند؟
با توجّه به بحثهاى بالا پرسش مهمّى مطرح مىشود و آن اينكه با مطالعه تاريخ علوم و اختراعات و اكتشافات مىبينيم كه جمعى از دانشمندان ساليان دراز زحمات طاقتفرسايى كشيده و انواع محروميّتها را تحمّل كرده تا توانستهاند اختراع و اكتشافى كنند كه بارى از دوش همنوعانشان بردارند.
فىالمثل اديسون مخترع برق چه زحمات جانكاهى براى اين اختراع پربارش متحمّل شد و شايد جان خود را در اين راه نيز از دست داد، امّا دنيايى را روشن ساخت، كارخانهها را به حركت درآورد و از بركت اختراعش چاههاى عميق، درختان سرسبز و مزارع آباد به وجود آمد و خلاصه چهره دنيا دگرگون شد.
چگونه مىتوان باور كرد او يا اشخاص ديگرى همچون پاستور كه با كشف ميكروب، ميليونها انسان را از خطر مرگ رهايى بخشيد و دهها مانند او همه به قعر جهنّم فرستاده شوند به حكم اينكه فرضاً ايمان نداشتند، ولى افرادى كه در عمرشان هيچ كار چشمگيرى در راه خدمت به انسانها انجام ندادهاند جايشان در دل بهشت باشد؟
پاسخ: از نظر جهانبينى اسلام، مطالعه نفس عمل بهتنهايى كافى نيست، بلكه عمل به ضميمه محرّك و انگيزه آن ارزش دارد.
بسيار ديده شده كه برخى بيمارستان يا مدرسه يا بناى خير مىسازند و تظاهر