تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٣
گفتهاند، جمع «معقّبه» و آن نيز جمع «معقّب»، بهمعنى گروهى است كه پىدرپى و بهطور متناوب به دنبال كارى مىروند. ظاهر آيه آن است كه خداوند به گروهى از فرشتگان مأموريّت داده كه در شب و روز بهطور متناوب به سراغ انسان بيايند و از پيش رو و پشت سر نگاهبان و حافظ او باشند.
بىگمان انسان در زندگى خود در معرض آفات و بلاهاى بسيارى است.
حوادثى از درون و برون، انواع بيمارىها، ميكروبها، انواع حادثهها و خطرهايى كه از زمين و آسمان مىجوشد، انسان را احاطه كردهاند. مخصوصاً هنگام كودكى كه آگاهى انسان از اوضاع اطراف خود بسيار ناچيز است و هيچ تجربهاى ندارد، در هر گامى خطرى در كمين او نشسته است.
و گاه انسان تعجّب مىكند كه كودك چگونه از لابهلاى اين همه حوادث جان به سلامت مىبرد و بزرگ مىشود. مخصوصاً در خانوادههايى كه پدران و مادران چندان آگاهى از مسائل ندارند، يا امكاناتى در اختيار آنها نيست، مانند كودكانى كه در روستاها بزرگ مىشوند و در ميان انبوه محروميّتها، عوامل بيمارى و خطرها قرار دارند.
اگر بهراستى در اين مسائل بينديشيم احساس مىكنيم كه نيروى محافظى هست كه ما را در برابر حوادث حفظ مىكند و همچون سپرى از پيش رو و پشت سر، محافظ و نگهدار ماست.
در بسيارى از مواقع، حوادث خطرناك براى انسان پيش مىآيد و معجزهآسا رهايى مىيابد بهطورى كه احساس مىكند همه اينها تصادف نيست، بلكه نيروى محافظى از او نگهبانى مىكند.
در روايات متعدّدى كه از پيشوايان اسلام نقل شده نيز روى اين معنى تأكيد