تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧
نهاد. هر كس تقوا پيشه كند و شكيبايى و استقامت نمايد (سرانجام پيروز مىشود)، چراكه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمىكند» (قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَايُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ).*
هيچكس نمىداند در آن لحظات حسّاس چه گذشت و آن برادران بعد از دهها سال كه يكديگر را شناختند چه شور و غوغايى برپا ساختند، چگونه يكديگر را در آغوش فشردند و چگونه اشكهاى شادى فرو ريختند. با اين حال، برادران كه خود را سخت شرمنده مىديدند نمىتوانستند درست به صورت يوسف نگاه كنند. آنها در انتظار آن بودند كه ببينند آيا گناه بزرگشان قابل اغماض و بخشش است. ازاينرو «گفتند: به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما برترى بخشيده» و از نظر علم و حلم و عقل و حكومت، بر ما مقدّم داشته است (قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا). «١»
«و ما خطاكار بوديم» (وَ إِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ). «٢»*
امّا يوسف كه حاضر نبود اين حال شرمندگى برادران خصوصاً به هنگام پيروزيش ادامه يابد، يا احتمالًا به ذهنشان چنين خطور كند كه ممكن است يوسف در مقام انتقامجويى برآيد، بلافاصله با اين جمله به آنان امنيّت و آرامش خاطر داد و «گفت: امروز ملامت و توبيخى بر شما نيست» (قَالَ لَاتَثْرِيبَ عَلَيْكُمْ