تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥
انتظار اين بود كه خود را بهنحوى نجات دهد، زمام تمام امور را به دست يوسف سپرد و خود كنارهگيرى كرد.
ولى بعضى ديگر گفتهاند: او را بهجاى عزيز مصر به مقام نخست وزيرى منصوب كرد.
اين احتمال نيز هست كه طبق ظاهر آيه مورد بحث او تنها خزانهدار مصر شده باشد.
ولى آيات ١٠٠ و ١٠١ همين سوره كه تفسير آن به خواست خدا خواهد آمد، دليل بر اين است كه سرانجام او به جاى ملك نشست و زمامدار تمام امور مصر شد، هر چند آيه ٨٨ كه مىگويد برادران به او گفتند: يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ، دليل بر اين است كه او در جاى عزيز مصر قرار گرفته است.
ولى هيچ مانعى ندارد كه اين سلسله مراتب را تدريجاً طى كرده باشد. نخست به مقام خزانهدارى و بعد نخست وزيرى سپس به جاى ملك نشسته باشد.
* به هر حال، خداوند در اينجا مىگويد: «و ما اينگونه به يوسف در سرزمين (مصر) قدرت داديم كه هر جا مىخواست در آن منزل مىگزيد» و تصرّف مىكرد (وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِىالْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ).
آرى، «ما رحمت (و نعمتهاى مادّى و معنوى) خود را به هر كس كه بخواهيم (و شايسته بدانيم) مىبخشيم» (نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَنْ نَشَاءُ).
«و هرگز پاداش نيكوكاران را ضايع نمىكنيم» و اگر هم به طول انجامد سرانجام آنچه را شايسته آن بودهاند به آنها خواهيم داد كه در پيشگاه ما هيچ كار نيكى به دست فراموشى سپرده نمىشود (وَ لَانُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ).