تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٣
عقلى در قالب محسوس است، چنين تشبيهات هيچ مانعى ندارد، بلكه كاملًا دلنشين و مؤثّر و جذّاب است.
در عين حال، درختانى در همين جهان وجود دارند كه در تمام مدّت سال ميوه از شاخههاى آنها قطع نمىشود، حتّى خود ما بعضى از درختان را در مناطق گرمسير ديديم كه هم ميوه داشت و هم مجدّداً گل كرده بود و مقدّمات ميوه جديد در آن فراهم مىشد در حالى كه فصل زمستان بود.
* از آنجا كه يكى از بهترين راهها براى تفهيم مسائل، استفاده از روش مقابله و مقايسه است، نقطه مقابل شجره طيّبه را در آيه بعد چنين بيان مىكند: همچنين «كلمه خبيثه (و سخن آلوده) را به درخت ناپاكى تشبيه كرده كه از روى زمين بركنده شده و قرار و ثباتى ندارد» (وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ).
كلمه «خبيثه» همان كلمه كفر و شرك، گفتار زشت و شوم، برنامههاى گمراهكننده و غلط، انسانهاى ناپاك و آلوده، و خلاصه هر چيز خبيث و ناپاك است.
بديهى است درخت زشت و شومى كه ريشه آن كنده شده، نه نمو و رشد دارد، نه ترقّى و تكامل، نه گل و ميوه، نه سايه و منظره، و نه ثبات و استقرار، قطعه چوبى است كه جز به درد سوزاندن و آتش زدن نمىخورد، بلكه مانع راه است و مزاحم رهروان و گاه گزنده و مجروحكننده و مردمآزار.
جالب اينكه در وصف شجره طيّبه، قرآن با تفصيل سخن مىگويد امّا هنگام شرح شجره خبيثه، با يك جمله كوتاه از آن مىگذرد تنها مىگويد: اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ: «از روى زمين بركنده شده و قرار و ثباتى ندارد»،