تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٨
نمىآفرينند چون انسان همواره اطمينان را در عينيّت مىجويد. مثال به مسائل ذهنى عينيّت مىبخشد و كاربرد آنها را در عالم خارج روشن مىسازد، و به همين دليل در ميزان باور و پذيرش و اطمينان نسبت به يك مسأله اثر مىگذارد.
ه) مثال، لجوجان را خاموش مىكند:
بسيار مىشود كه ذكر كليّات مسائل به صورت مستدل و منطقى براى خاموش كردن يك فرد لجوج كافى نيست و او همچنان دست و پا مىزند، امّا هنگامى كه مسأله در قالب مثال ريخته شود راه را چنان بر او مىبندد كه ديگر مجال بهانهگيرى براى او باقى نمىمانَد.
بد نيست براى همين موضوع مثالهايى مطرح كنيم تا معلوم شود نقش مثال تا چه اندازه مؤثّر است.
در قرآن مجيد مىخوانيم: خداوند در برابر كسانى كه در مورد آفرينش حضرت عيسى از مادر فقط، ايراد مىكردند كه مگر ممكن است انسانى بدون پدر متولّد شود، مىفرمايد: إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ: «مثَل عيسى در نزد خدا، همانند آدم است كه او را از خاك آفريد». «١»
درست دقّت كنيد، ما هر قدر بخواهيم در برابر افراد لجوج بگوييم اين كار در برابر قدرت بىپايان خدا كار سادهاى است باز ممكن است بهانهگيرى كنند، امّا هنگامى كه به آنها بگوييم آيا قبول داريد آدم و انسان نخستين از خاك آفريده شده است؟ خداوندى كه چنين قدرتى دارد، چگونه نمىتواند انسان را از بشرى بدون پدر متولّد سازد؟
و در مورد منافقانى كه چند صباحى در سايه نفاق خود زندگى ظاهراً آرامى