تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩١
شما را به بدترين وجهى پيوسته شكنجه مىكردند؛ پسرانتان را سرمىبريدند، و زنانتان را (براى خدمتكارى) زنده مىگذاشتند؛ و در اين، آزمايش بزرگى از طرف پروردگارتان بود!»
٧. و نيز به ياد آوريد هنگامى را كه پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شكرگزارى كنيد، (نعمت خود را) بر شما افزون خواهم كرد؛ و اگر ناسپاسى كنيد، مجازاتم شديد است!»
تفسير:
روزهاى حسّاس زندگى
در آيات گذشته سخن از قرآن مجيد و آثار حياتبخش آن بود، در نخستين آيه مورد بحث همين موضوع در بعد خاصّى تعقيب شده و آن، وحدت لسان پيامبران و كتابهاى آسمانى آنها با زبان نخستين قومى است كه بهسويشان مبعوث شدهاند. مىفرمايد: «ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم» (وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ).
زيرا پيامبران در درجه اوّل با قوم خود، همان ملّتى كه از ميان آنها برخاستند، تماس داشتند و نخستين شعاع وحى بهوسيله پيامبران بر آنان مىتابيد و نخستين يارانشان از ميان آنان برگزيده مىشدند. بنابراين پيامبر بايد به زبان و لغت قوم خود سخن بگويد «تا (حقايق را) بهروشنى براى آنان آشكار سازد» (لِيُبَيِّنَ لَهُمْ).
در حقيقت اين جمله به اين نكته اشاره دارد كه دعوت پيامبران معمولًا از طريق تبيين و روشنگرى و تعليم و تربيت با همان زبان معمولى و رايج صورت مىگرفته است، نه از طريق يك اثر مرموز و ناشناخته در قلبها.
«سپس خداوند هر كس را بخواهد (و مستحق بداند) گمراه مىسازد و هر كس را بخواهد (و شايسته بداند) هدايت مىكند» (فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَ يَهْدِى