تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦
آيه اين سخن را كاملًا نفى مىكند، زيرا بتپرستان را بهشدّت مورد ملامت قرار مىدهد. اگر واقعاً ما در اعمالمان اختيارى نداريم، توبيخ براى چيست؟ اگر خدا خواسته بتپرست باشد، ديگر چرا او را سرزنش مىكند؟ و چرا براى هدايت و تغيير مسيرش استدلال مىكند؟ اينها همه دليل بر اين است كه مردم در انتخاب راه خود آزاد و مختارند.
دو ديگر اينكه خالقيّت بالذّات در همه چيز مخصوص خداست، امّا اين منافات با مختار بودن ما در افعالمان ندارد، چون قدرت ما، عقل و شعور ما و حتّى اختيار و آزادى اراده ما، همه از ناحيه اوست؛ بنابراين از يك نظر، هم او خالق است (نسبت به همه چيز و حتّى افعال ما) و هم ما فاعل مختاريم، و اين دو در طول هم است نه در عرض هم. او آفريننده همه وسايل فعل است و ما استفادهكننده از اين وسايل در راه خير يا شرّ.
اين درست به آن مىمانَد كه كسى كارخانه برق يا تأسيسات لولهكشى آب را آماده ساخته و همه را در اختيار ما قرار داده است، مسلّماً ما هرگونه استفادهاى از آن برق و اين آب كنيم، بدون كمك او امكانپذير نبوده و نيست، ولى با اين حال تصميم نهايى با خود ماست كه از اين برق، اتاق عمل جرّاحى را براى بيمار مشرف به مرگ روشن سازيم، يا يك مجلس و كانون فساد و آلودگى، يا با آب، رفع عطش تشنهكامى كنيم و گلى پرورش دهيم، يا در پى خانه بيگناهى بريزيم و ديوارش را ويران سازيم.