تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٦
منظور از «احزاب» (گروهها و جمعيّتها)، يهود و نصارى هستند كه تعصّبهاى قومى و مذهبى بر آنها غلبه داشت و به همين دليل قرآن از آنها به اهل كتاب تعبير نكرده، زيرا آنها در برابر كتاب آسمانى خودشان نيز تسليم نبودند، بلكه آنها در حقيقت گروههايى بودند كه تنها خطّ حزبى خودشان را دنبال مىكردند. اين گروه آنچه را با سليقه و ميل و پيشداوريشان هماهنگ نبود منكر مىشدند.
اين احتمال نيز داده شده كه «احزاب» اشاره به مشركان بوده باشد، زيرا در سوره احزاب نيز با همين تعبير از آنها ياد شده است. آنها در حقيقت، آيين و مذهبى نداشتند بلكه احزاب و گروههاى پراكندهاى بودند كه مخالفت با قرآن و اسلام آنها را متّحد ساخته بود.
طبرسى مفسّر بزرگ و بعضى ديگر از مفسّران از ابن عبّاس چنين نقل كردهاند: آيه فوق اشاره به انكار بتپرستان نسبت به توصيف خداوند به صفت «رحمان» است كه اهل كتاب بهخصوص يهود بهخاطر آشنايى با اين توصيف از وجود كلمه «رحمان» در آيات قرآن اظهار خوشحالى مىكردند و مشركان مكّه كه با اين وصف ناآشنا بودند، آن را به سخريه مىگرفتند.
در پايان آيه به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مىدهد كه به مخالفت و لجاجت اين و آن اعتنا مكن، بلكه در خطّ اصيل و صراط مستقيم خود بايست و «بگو: من مأمورم كه اللَّه (و خداى يگانه يكتا) را بپرستم و شريكى براى او قائل نشوم. بهسوى او دعوت مىكنم و بازگشت من بهسوى اوست» (قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَ لَا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَ إِلَيْهِ مَابِ).
اشاره به اينكه موحّد راستين و خداپرست حقيقى جز تسليم در برابر همه فرمانهاى خدا هيچ خطّ و برنامهاى ندارد. او در برابر همه آنچه از سوى خدا