تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٠
الدَّاعِىَ لَاعِوَجَ لَهُ وَ خَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا: «و از تو درباره كوهها سؤال مىكنند، بگو: پروردگارم آنها را (متلاشى كرده) بر باد مىدهد- سپس زمين را صاف و هموار و بىآبوگياه رها مىسازد- بهگونهاى كه در آن، هيچ پستى و بلندى نمىبينى- در آن روز، همه از دعوتكننده الهى پيروى نموده و قدرت بر مخالفت او نخواهند داشت؛ و همه صداها در برابر (عظمت) خداوند رحمان، خاضع مىشود؛ و جز صداى آهسته چيزى نمىشنوى».
در آغاز سوره تكوير نيز از خاموش شدن خورشيد و تاريك شدن ستارگان و حركت كردن كوهها سخن به ميان آمده است.
و در آغاز سوره انفطار، درباره شكافتن آسمانها و پراكنده شدن كواكب و سپس برانگيخته شدن مردگان از قبرها گفتوگو شده است.
از مجموع اين آيات و مانند آن و نيز آيات مختلفى كه مىگويد انسانها بار ديگر از قبرها برانگيخته مىشوند «١» بهخوبى استفاده مىشود كه نظام كنونى جهان به اين صورت باقى نمىماند؛ اين جهان در هم مىريزد و زمين صاف و مسطّح مىگردد و مردم در زمينى تازه (و طبعاً كاملتر و عالىتر، به حكم آنكه عالم ديگر همه چيزش از اين جهان وسيعتر است) گام مىنهند.
طبيعى است كه جهان امروز ما استعداد پذيرش صحنههاى قيامت را ندارد و براى زندگى رستاخيز ما تنگ و محدود است. همانگونه كه بارها گفتهايم شايد نسبت آن جهان همچون نسبت اين جهان است به محدوده عالم جنين و رحم مادر.
آياتى كه مىگويد مدّت طول روزها در قيامت با مقايسه به روزهاى اين جهان