تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٥
هرگز نمىتواند دليل بر نفى آنها باشد، زيرا اين منحصر به مورد بحث ما نيست، قرآن مجيد و نيز مذاهب ديگر از امور فراوانى كه ماوراءِ حسّ انسان است، خبر دادهاند كه بشر از طرق عادى نمىتواند از آنها آگاهى يابد.
از اين گذشته همانگونه كه در بالا گفتيم، ما در زندگى روزانه خود نشانههاى واضحى از وجود چنين نيروى محافظى مىبينيم و احساس مىكنيم در برابر بسيارى از حوادث مرگبار، بهطور اعجازآميز نجات مىيابيم كه تفسير و توجيه همه آنها از طريق عادى يا حمل بر تصادف، دشوار است (و من خود بعضى نمونههاى آن را در زندگى ديدهام كه راستى حيرتآور بوده، حتّى براى شخص ديرباورى مثل من دليلى بوده است براى وجود آن محافظ نامرئى).
٢. هميشه تغييرات از خود ماست (يك قانون كلّى)
جمله إِنَّ اللَّهَ لَايُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ كه در دو مورد از قرآن با تفاوت مختصرى آمده است، يك قانون كلّى را بيان مىكند؛ قانونى سرنوشتساز، حركتآفرين و هشدار دهنده.
اين قانون كه يكى از پايههاى اساسى جهانبينى و جامعهشناسى در اسلام است، به ما مىگويد كه مقدّرات شما قبل از هر چيز و هر كس در دست خود شماست و هر گونه تغيير در خوشبختى و بدبختى اقوام در درجه اوّل به خود آنها بازمىگردد. شانس و طالع و اقبال و تصادف و تأثير اوضاع فلكى و مانند اينها هيچكدام پايه ندارد، اساس اين است كه ملّتى خود بخواهد سربلند و سرفراز، پيروز و پيشرو باشد، يا بر عكس خودش تن به ذلّت و زبونى و شكست در دهد. حتّى لطف خداوند يا مجازات او بىمقدّمه دامان هيچ ملّتى را نخواهد