تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥١
اتّفاقاً همين تعبير (هدايت) در مورد رسيدن به نعمتهاى بهشتى نيز ديده مىشود آنجا كه از زبان بهشتيان مىخوانيم: وَ قَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدَينَا لِهذَا وَ مَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلَا أَنْ هَدَينَا اللَّهُ: «مىگويند: شكر خدايى را كه ما را به چنين نعمتهايى هدايت كرد، و اگر توفيق و هدايت او نبود ما به اينها راه نمىيافتيم». «١»
اين احتمال نيز وجود دارد كه رهبران ضلالت هنگامى كه خود را در برابر تقاضاى پيروانشان مىبينند، براى اينكه گناه را از خود دور كنند و همانگونه كه رسم همه پرچمداران ضلالت است كه خرابكارى خود را به گردن ديگران مىاندازند، با وقاحت تمام مىگويند: ما چه كنيم! اگر خدا ما را به راه راست هدايت مىكرد، ما هم شما را هدايت مىكرديم. يعنى ما مجبور بوديم و از خود ارادهاى نداشتيم.
اين همان منطق شيطان است كه براى تبرئه خود رسماً نسبت جبر به خداوند عادل داد و گفت: فَبِمَا أَغْوَيْتَنِى لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ: «اكنون كه مرا گمراه كردى، من در كمين آنها بر سر راه مستقيم تو مىنشينم (و آنها را منحرف مىسازم)». «٢»
ولى بايد توجّه داشت كه طبق صريح آيات قرآن و روايات، مستكبران چه بخواهند و چه نخواهند، بار مسؤوليّت گناه پيروان خويش را بر دوش مىكشند، زيرا آنها بنيانگذار انحراف و عامل گمراهى بودند بىآنكه چيزى از مسؤوليّت و مجازات پيروان كاسته شود.
٣. رساترين بيان در مذمّت تقليد كوركورانه