تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠
آن را براى كسانى قرار مىدهيم كه اراده برترىجويى در زمين و فساد ندارند». «١»
گاه «فرعون» را مفسد مىشمارد و هنگام توبه كردن در حال غرق شدنش در نيل مىگويد: الْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَالْمُفْسِدِينَ: «هم اكنون ايمان مىآورى، در حالى كه قبلًا گناه كردى و از مفسدان بودى». «٢»
و گاه در مورد سرقت به كار رفته است همانگونه كه در داستان برادران يوسف مىخوانيم: پس از اتّهاماتشان به سرقت، گفتند: تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مَا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِىالْأَرْضِ وَ مَا كُنَّا سَارِقِينَ: «به خدا سوگند، شما مىدانيد ما نيامدهايم كه در زمين مصر فساد كنيم و ما هرگز سارق نبودهايم». «٣»
و گاه همرديف كمفروشى بيان شده است همانگونه كه در داستان شعيب مىخوانيم: وَ لَاتَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَ لَاتَعْثَوْا فِىالْأَرْضِ مُفْسِدِينَ:
«كمفروشى نكنيد و حقّ مردم را كم نگذاريد و در زمين فساد نكنيد». «٤»
و گاهى بهمعنى به هم ريختن نظام هستى و جهان آفرينش آمده است: لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا: «اگر در زمين و آسمان، غير از اللَّه، خدايان ديگرى بودند فاسد مىشدند». «٥»
از مجموع اين آيات كه در سورههاى مختلف قرآن آمده است بهخوبى استفاده مىشود كه فساد بهطور كلّى، يا فساد فىالأرض، معناى بسيار وسيعى دارد كه بزرگترين جنايات، همچون جنايات فرعون و ساير جبّاران و كارهاى كمتر از آن و حتّى گناهانى همچون كمفروشى و تقلّب در معامله را شامل