تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧
در مقابل ايراد كسانى كه مىگفتند: چرا از جنس بشر هستيد، «پيامبرانشان به آنها گفتند: مسلّماً ما تنها بشرى همانند شما هستيم ولى خداوند به هر كس از بندگانش كه بخواهد (و شايسته بداند) نعمت مىبخشد» و مقام رسالت عطا مىكند (قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ).
يعنى فراموش نكنيد اگر فرضاً به جاى بشر، فرشتهاى انتخاب مىشود، فرشته از خود چيزى ندارد؛ همه مواهب، از جمله موهبت رسالت و رهبرى، از سوى خداست و آن كه مىتواند چنين مقامى را به فرشتهاى بدهد، توانايى اعطاى اين مقام را به يك انسان هم دارد.
بديهى است بخشيدن اين موهبت از ناحيه خداوند بىحساب نيست. بارها گفتهايم كه مشيّت خدا با حكمت او هماهنگ است، يعنى هر جا مىخوانيم:
«خدا به هر كس كه بخواهد ...» يعنى «هر كس را كه شايسته بداند».
درست است كه مقام رسالت موهبت الهى است، ولى آمادگىهايى در شخص پيامبر نيز حتماً وجود دارد.
آنگاه بىآنكه از ايراد دوم سخن بگويد به پاسخ ايراد سوم مىپردازد. گويى ايراد دوم آنها در زمينه استناد به سنّت نياكان، چندان سست و بىاساس است كه هر انسان عاقلى با كمترين تأمّل، جواب آن را مىفهمد، به علاوه بر اينكه در آيات ديگر قرآن پاسخ آن داده شده است.
آرى در پاسخ ايراد سوم مىگويد: آوردن معجزه از سوى ما به اين ترتيب كه هر كس به ميل خود معجزهاى پيشنهاد كند و مسأله خرق عادت به يك بازيچه مبدّل شود كار ما نيست «و ما هرگز نمىتوانيم معجزهاى جز به فرمان خدا بياوريم» (وَ مَا كَانَ لَنَا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ).