تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٠
مىنوشانند.
* ٣. آن گردنكش منحرف هنگامى كه خود را در برابر چنين نوشابهاى مىبيند «به زحمت جرعهجرعه آن را سر مىكشد و هرگز حاضر نيست به ميل خود آن را بياشامد» بلكه به اجبار در حلق او مىريزند (يَتَجَرَّعُهُ وَ لَايَكَادُ يُسِيغُهُ). «١»
٤. انواع وسايل عذاب و شكنجه و ناراحتى براى او فراهم مىگردد «و مرگ از هر جا به سراغش مىآيد، ولى با اين همه نمىميرد» تا مجازات زشتىهاى اعمالش را ببيند (وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَ مَا هُوَ بِمَيِّتٍ).
و با اينكه تصوّر مىشد مجازاتى بدتر از اينها كه گفته شد نيست، باز اضافه مىكند: «و به دنبال آن، عذاب شديدى است» (وَ مِنْ وَرَائِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ).
به اين ترتيب آنچه از شدّت مجازات و كيفر كه در فكر آدمى مىگنجد و حتّى آنچه نمىگنجد، در انتظار ستمگران خودخواه و جبّاران عنيد و گنهكار است؛ بسترشان از آتش، نوشابه آنها متعفّن و نفرتآور، مجازاتهاى رنگارنگ از هر سو و از هر طرف و در عين حال نمردن بلكه زنده بودن و باز هم چشيدن.
امّا هرگز نبايد تصوّر كرد كه اين مجازاتها غير عادلانه است، چون بارها گفتهايم كه اينها نتيجه و اثر طبيعى اعمال خود انسانهاست، بلكه تجسّمى است از كارهاى آنان در سراى ديگر كه هر عملى به صورت خود مجسّم مىشود.
و اگر اعمال و جنايات عدّهاى از جانيان را كه در روزگار خود مشاهده كردهايم يا در تاريخ گذشتگان مطالعه نمودهايم، درست در نظر بگيريم گاهى فكر مىكنيم كه اين مجازاتها هم براى آنها كم است.