تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٣
ذُوانْتِقَامٍ).
اين آيه در واقع مكمّل آيه «وَ لَاتَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ» است كه قبلًا داشتيم.
يعنى اگر مىبينى ظالمان مهلتى يافتهاند، بهخاطر غفلت پروردگار از اعمال آنهاست يا تخلّف او از وعده خود نيست بلكه همه چيز را محاسبه مىكند و كيفر را عادلانه مىدهد.
ضمناً كلمه «انتقام» كه در عرف فارسى امروز ما بهمعنى تلافى كردن توأم با كينهجويى و عدم گذشت آمده، در اصل به اين معنى نيست بلكه مفهوم انتقام همان كيفر دادن و مجازات كردن است؛ مجازاتى كه در مورد خداوند، هماهنگ با استحقاق و عدالت و نتيجه اعمال آدمى است.
ناگفته پيداست كه اگر خدا داراى چنين انتقامى نبود، بر خلاف حكمت و عدل بود.
* بعد اضافه مىكند: «در آن روز كه اين زمين به زمين ديگر، و آسمانها (به آسمانهاى ديگرى) مبدّل مىشود» (يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّموَاتُ).
در آن روز همه چيز پس از ويرانى، نو مىشود و انسان با شرايط تازه به عالم جديدى گام مىنهند؛ عالمى كه همه چيزش با اين عالم متفاوت است. وسعتش، نعمتهايش و كيفرهايش. «و آنان در پيشگاه خداوند واحد قهّار ظاهر مىگردند» (وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ).
«بَرَزوا» در اصل از مادّه «براز» (بر وزن فراز) بهمعنى فضا و محلّ وسيع گرفته