تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩
قوانين آفرينش- چه بخواهند و چه نخواهند- تسليم فرمان خداست.
ضمناً بايد توجّه داشت كه «كُره» (بر وزن جُرم) بهمعنى كراهتى است كه از درون انسان سرچشمه مىگيرد و «كَره» (بر وزن شرح) بهمعنى كراهتى است كه عامل بيرونى داشته باشد و در آيه مورد بحث چون غير مؤمنان تحت تأثير عوامل بيرونذاتى، مقهور قوانين آفرينش هستند «كَره» (بر وزن شرح) بهكار رفته است.
اين احتمال نيز در تفسير «طَوعًا وَ كَرهًا» داده شده است كه منظور از «طَوعًا» جرياناتى از جهان آفرينش است كه موافق ميل فطرى و طبيعى يك موجود است (مانند ميل طبيعى موجود زنده براى زنده ماندن) و منظور از «كَرهًا» تمايلى است كه از خارج بر يك موجود تحميل مىشود، مانند مرگ يك موجود زنده بر اثر هجوم ميكروبها يا عوامل ديگر.
٣. «ظِلال» جمع «ظلّ» بهمعنى سايه است و ذكر آن در آيه مورد بحث نشان مىدهد كه منظور از سجود، فقط سجود تشريعى نيست، زيرا سايههاى موجودات از خود اراده و اختيارى ندارند بلكه تسليم قوانين تابش نورند؛ بنابراين سجده آنها سجده تكوينى يعنى تسليم در مقابل قوانين خلقت است.
البتّه ذكر كلمه «ظلال» (سايهها) دليل بر اين نيست كه همه آنها كه در آسمانها و زمين هستند وجودشان مادّى است و سايه دارند، بلكه فقط اشاره به آن دسته از موجوداتى است كه سايه دارند، مثل اينكه گفته مىشود علماى شهر و فرزندانشان در فلان مجلس شركت كردند، يعنى فرزندان كسانى كه فرزند داشتند. و از اين جمله هرگز استفاده نمىشود كه همه علماى شهر صاحب فرزند هستند- دقّت كنيد.
به هر حال سايه گرچه يك امر عدمى بيش نيست كه همان فقدان نور است