تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٣
«حسنى» (نيكى) معنى وسيعى دارد كه هر خير و سعادتى را شامل مىشود. از خصلتهاى نيك و فضايل اخلاقى گرفته، تا زندگى اجتماعى پاك و پاكيزه و پيروزى بر دشمن و بهشت جاودان.
سپس مىافزايد: «و كسانى كه دعوت او را اجابت نكردند (سرنوشتشان بهقدرى شوم و رقّت بار است كه) اگر تمام آنچه روى زمين است و همانندش از آنِ ايشان باشد، همه را براى رهايى از عذاب مىدهند» ولى از آنان پذيرفته نخواهد شد (وَالَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ مَا فِىالْأَرْضِ جَمِيعًا وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ).
براى ترسيم عظمت عذاب و كيفر آنها تعبيرى از اين رساتر نمىشود كه يك انسان مالك همه روى زمين بلكه دو برابر آن باشد و همه را بدهد تا خود را رها سازد و سودى نداشته باشد.
اين جمله در حقيقت اشاره به اين است كه آخرين آرزوى يك انسان- كه برتر از آن تصوّر نمىشود- اين است كه مالك تمام روى زمين شود ولى شدّت مجازت ستمكاران و مخالفان دعوت حق در آن حد است كه حاضرند اين آخرين هدف دنيوى- بلكه برتر و بالاتر از آن- را هم فدا كنند تا آزاد شوند؛ بهفرض كه از آنها پذيرفته مىشد تنها نجات از عذاب بود، امّا از پاداشهاى فوقالعاده عظيم اجابتكنندگان دعوت حق خبرى نبود.
و از اينجا روشن مىشود كه تعبير وَ مِثْلَهُ مَعَهُ تنها به اين معنى نيست كه همانند مجموع كره زمين را بر آن بيفزايد، بلكه منظور آن است كه هر قدر بيش از آن هم مالك باشند حاضرند براى رهايى خود بدهند. دليل آن هم روشن است، زيرا انسان همه چيز را براى خودش مىخواهد، هنگامى كه خودش غرق عذاب باشد، مالكيّت همه دنيا براى او چه سودى دارد؟