تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٥
مىكنند، ترسآفرين است؛ ترسى سازنده كه شخص را به تلاش و حركت وامىدارد.
آنگاه براى توضيح بيشتر در زمينه رعد و برق، به صاعقهها اشاره كرده مىفرمايد: «و صاعقهها را مىفرستد و هر كس را بخواهد، گرفتار آن مىسازد» (وَ يُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَنْ يَشَاءُ).
«در حالى كه آنان (با مشاهده اين همه آيات عظمت پروردگار در عالم آفرينش در پهنه زمين و آسمان، در گياهان و درختان و رعد و برق و مانند آنها، و با كوچكى قدرت انسان در برابر حوادث و حتّى در برابر يك جرقّه آسمانى، باز هم) درباره خدا به مجادله مشغولند» (وَ هُمْ يُجَادِلُونَ فِى اللَّهِ).
«و او قدرتى بىانتها (و مجازاتى دردناك) دارد» (وَ هُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ).
«مِحال» در اصل از «حيله» و بهمعنى هر نوع چارهانديشىِ پنهانى است (نه بهمعنى چارهجويىهاى مخرّب چنانكه در زبان فارسى معروف است) مسلّماً كسى كه توانايى چارهانديشى آن هم با قدرت و شدّت دارد، هم از نظر توانايى فوقالعاده است و هم از نظر علم و حكمت، و به همين دليل بر دشمنانش تسلّط و چيرگى دارد و كسى را ياراى فرار از حوزه قدرت او نيست.
بدينرو مفسّران هر يك شَديدُ المِحال را طورى تفسير كردهاند كه همه در واقع از معنى بالا ريشه گرفته است. بعضى آن را بهمعنى شديد القوّة، بعضى شديد العذاب، بعضى شديد القدرة، بعضى شديد الأخذ و مانند آن تفسير كردهاند. «١»