تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧
است كه قبول پست و مقام از سوى ظالم هميشه حرام نيست، بلكه گاهى مستحب يا حتّى واجب مىگردد. و اين در صورتى است كه منافع پذيرش آن و مرجّحات دينى آن بيش از زيانهاى حاصل از تقويت دستگاه باشد.
در روايات متعدّدى نيز مىخوانيم كه ائمّه اهل بيت عليهم السلام به بعضى از دوستان نزديك خود (مانند علىّ بن يقطين كه از ياران امام كاظم عليه السلام بود و وزارت فرعون زمان خود هارونالرشيد را به اجازه امام پذيرفت) چنين اجازهاى را مىدادند.
به هر صورت، قبول يا ردّ اينگونه پستها تابع قانون اهم و مهم است و بايد سود و زيان آن از نظر دينى و اجتماعى سنجيده شود. چه بسا كسى كه قبول چنين مقامى مىكند و سرانجام به خلع يد ظالم مىانجامد (آنچنان كه طبق بعضى از روايات در جريان زندگى يوسف عليه السلام اتّفاق افتاد)
و گاه سرچشمهاى مىشود براى انقلاب و قيامهاى بعدى چون او از درون دستگاه زمينه انقلاب را فراهم مىسازد (شايد مؤمن آل فرعون از اين نمونه بود).
و گاهى چنين اشخاص، دستكم سنگر و پناهگاهى هستند براى مظلومان و محرومان و از فشار دستگاه روى اينگونه افراد مىكاهند.
اينها امورى است كه هر يك بهتنهايى مىتواند مجوّز قبول چنين پستها باشد.
روايت معروف امام صادق عليه السلام كه در مورد اينگونه اشخاص فرمود: كَفّارَةُ عَمَلِ السُّلطانِ قَضاءُ حَوائِجِ الإخوانِ: «كفّاره همكارى با حكومت ظالم، برآوردن