تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩
مىلرزاند آنچنان كه همه چيز خود را در خطر مىبينند. در اينگونه موارد براى رهايى خويشتن از مهلكه حاضرند حتّى از يك حكومت عادلانه مردمى استقبال كنند تا خود را نجات دهند.
٢. اهمّيّت مسائل اقتصادى و مديريّت
گرچه ما هرگز موافق مكتبهاى يك بُعدى كه همه چيز را در بُعد اقتصادى خلاصه مىكنند و انسان و ابعاد وجود او را نشناختهاند نيستم، با اين حال اهمّيّت ويژه مسائل اقتصادى را در سرنوشت اجتماعات هرگز نمىتوان از نظر دور داشت. آيات مورد بحث نيز اشاره به همين حقيقت مىكند، زيرا يوسف از ميان تمام پستها، انگشت روى خزانهدارى نهاد، زيرا مىدانست هرگاه به آن سرو سامان دهد، بخش عمده نابسامانىهاى كشور باستانى مصر سامان خواهد يافت و از طريق عدالت اقتصادى مىتواند سازمانهاى ديگر را نيز كنترل كند.
در روايات اسلامى اهمّيّت فوقالعادهاى به اين موضوع داده شده از جمله در حديث معروف على عليه السلام يكى از دو پايه اصلى زندگى مادّى و معنوى مردم (قِوامُ الدّينِ وَالدُّنيا) مسائل اقتصادى قرار گرفته در حالى كه پايه ديگر علم و آگاهى شمرده شده است.
گرچه مسلمانان تاكنون اهمّيّتى را كه اسلام به اين بخش از زندگى فردى و اجتماعى داده ناديده گرفتهاند و به همين دليل از دشمنان خود در اين بخش عقب ماندهاند، امّا بيدارى و آگاهى روزافزونى كه در قشرهاى جامعه اسلامى ديده مىشود اين اميد را بهوجود مىآورد كه در آينده، كار و فعّاليّتهاى اقتصادى را بهعنوان يك عبادت بزرگ اسلامى تعقيب كنند و با نظام صحيح و حسابشده عقبماندگى خود را از دشمنان بىرحم اسلام، از اين نظر جبران نمايند.