تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٦
٣. او از نيكان «١»، صالحان «٢»، قانتان «٣»، صدّيقان «٤»، بردباران «٥» و وفاكنندگان به عهد «٦» بود.
٤. ابراهيم عليه السلام فوقالعاده مهماننواز بود «٧» بهطورى كه در بعضى از روايات آمده است كه او را «أبواضياف» (پدر ميهمانان يا صاحب ميهمانان) لقب دادهاند. «٨»
٥. او توكّل بىنظيرى داشت تا آنجا كه در هيچ كار و حادثهاى نظرى جز به خدا نداشت، هر چه مىخواست از او مىطلبيد و جز درِ خانه او را نمىكوبيد. «٩»
داستان پيشنهاد فرشگان براى نجات او هنگامى كه قوم لجوج مىخواستند وى را در ميان دريايى از آتش بيفكنند و عدم قبول اين پيشنهاد از ناحيه ابراهيم عليه السلام، در تواريخ ضبط است. او مىگفت: من سر تا پا نيازم امّا نه به مخلوق، بلكه تنها به خالق. «١٠»
٦. او شجاعت بىنظيرى داشت و در برابر سيل خروشان تعصّبهاى بتپرستان يكتنه ايستاد و كمترين ترس و وحشتى به خود راه نداد. بتها را به باد مسخره گرفت و از بتكده بتپرستان تلّ خاكى ساخت و در برابر نمرود و