تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٢
يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ). «١»
ولى براى اينكه كسى تصوّر نكند كه اين محافظت بىقيدوشرط است و انسان مىتواند خود را به پرتگاهها بيفكند و دست به هر ندانم كارى بزند يا مرتكب هر گناهى كه مستوجب مجازات و عذاب است بشود و باز انتظار داشته باشد كه خدا و مأمورانش حافظ و نگهبان او باشند، اضافه مىكند: امّا «خداوند سرنوشت هيچ قومى (و ملّتى) را تغيير نمىدهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند» (إِنَّ اللَّهَ لَايُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ).
و باز براى اينكه گفته نشود با وجود مأموران الهى كه عهده دار حفظ انسان هستند مسأله مجازات و بلاهاى الهى چه معنى دارد، در پايان آيه مىافزايد: «و هنگامى كه خدا اراده سوئى به قومى (به خاطر اعمالشان) كند، هيچ چيز مانع آن نخواهد شد» (وَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ).
«و جز خدا سرپرستى نخواهند داشت» (وَ مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ).
به همين دليل هنگامى كه فرمان خدا داير به عذاب و مجازات يا نابودى قوم و ملّتى صادر گردد، حافظان و نگهبانان دور مىشوند و انسان را تسليم حوادث مىكنند.
نكتهها:
١. مُعَقّبات چيست؟
«معقّبات» چنانكه طبرسى در مجمعالبيان و بعضى ديگر از مفسّران بزرگ