تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٧
كمر به خدمت انسان بستهاند.
آيا با اين حال هرگز مىتوانيم نعمتهاى بىپايانش را شمارش كنيم؟
٨. افسوس كه انسان «ظلوم» و «كفّار» است
از بحثهاى گذشته به اين واقعيّت رسيديم كه خداوند با اين همه موجوداتى كه مسخّر فرمان انسان كرده است و با آن همه نعمتى كه به او ارزانى داشته، ديگر كمبودى از هيچ جهت براى او نيست.
ولى اين انسان بر اثر دور ماندن از نور ايمان و تربيّت، در جادّه طغيان و ظلم گام مىنهد و به كفران نعمت مىپردازد.
انحصارگران سعى مىكنند نعمتهاى گسترده الهى را به خود منحصر سازند و منابع حياتى آن را در اختيار بگيرند و با اينكه خودشان جز اندكى را نمىتوانند مصرف كنند، ديگران را از رسيدن به آن محروم مىنمايند. اين ستمها كه در شكل انحصارطلبى، استعمار و تجاوز به حقوق ديگران ظاهر مىشود، محيط آرام زندگى او را دستخوش طوفانها مىكند، جنگها مىآفريند، خونها مىريزد و اموال و نفوس را به نابودى مىكشاند.
در حقيقت قرآن مىگويد: اى انسان، همه چيز بهقدر كافى در اختيار تو است امّا به شرط اينكه ظلوم و كفّار نباشى، به حقّ خود قناعت كنى و به حقوق ديگران تجاوز ننمايى.