تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٤
نيازمندىها مىشد. امّا با تقسيم حسابشده، اين مأموريّت و بخشيدن استعداد پرورش آن به قطعات مختلف زمين، همه اين نيازمندىها بهطور كامل برطرف مىگردد.
«و (نيز) باغهايى از انگور و زراعت و نخلها» (وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنَابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ). «١»
و درختان ميوه گوناگون «كه گاه از يك پايه مىرويند و گاه از دو پايه» (صِنْوَانٌ وَ غَيْرُ صِنْوَانٍ). «٢»
«صنوان»، جمع «صنو»، در اصل بهمعنى شاخهاى است كه از تنه اصلى درخت بيرون مىآيد. بنابراين، «صنوان» بهمعنى شاخههاى مختلفى است كه از يك تنه بيرون مىآيند.
جالب اينكه گاه هر يك از اين شاخهها نوع خاصّى از ميوه را تحويل مىدهد.
ممكن است اين جمله اشاره به مسأله استعداد درختان براى پيوند باشد كه گاه بر روى يك پايه چند پيوند مختلف مىزنند و هر كدام از پيوندها رشد مىكند و نوع خاصّى از ميوه به ما مىدهد؛ خاك يكى و ريشه و ساقه يكى، امّا محصول و ميوهاش مختلف است.
و عجيبتر آنكه: «همه آنها از يك آب سيراب مىشوند» (يُسْقَى بِمَاءٍ وَاحِدٍ).
و با اينهمه، «بعضى از آنها را از جهت ميوه بر ديگرى برترى مىدهيم» (وَ نُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِىالْأُكُلِ).
حتّى بسيار ديدهايم كه در يك درخت يا در يك شاخه، ميوههايى از يك