تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٢
خود را گرفتار غلها و زنجيرها كردهاند؛ زنجيرهاى بتپرستى، هوىپرستى، مادّهپرستى و جهل و خرافات را با دست خود بر گردن خويش نهادهاند. آيه مىفرمايد: «و آنان غل و زنجيرها در گردنشان است» (وَ أُوْلئِكَ الْأَغْلَالُ فِى أَعْنَاقِهِمْ).
و سوم اينكه «آنها اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند ماند» و جز اين، نتيجه وانتظارى درباره آنان نيست (وَ أُوْلئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ).*
در آيه بعد به يكى ديگر از سخنان غيرمنطقى مشركان پرداخته مىگويد: «آنان به جاى اينكه از خداوند به وسيله تو تقاضاى رحمت كنند، درخواست تعجيل عذاب و كيفر و مجازات مىنمايند» (وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ).
چرا آنها اينقدر لجوج و جاهلاند؟ چرا نمىگويند اگر راست مىگويى، رحمت خدا را چنين و چنان بر ما نازل بگردان، بلكه مىگويند اگر سخن تو راست است، عذاب خدا را بر ما فرو فرست؟
مىپندارند كه مجازات الهى دروغ است «با اينكه پيش از آنها بلاهاى عبرتانگيز نازل شده است» و اخبار آن بر صفحات تاريخ و در دل زمين ثبت است (وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلَاتُ). «١»
سپس اضافه مىكند: «خداوند، هم در برابر زشتىها و ستمهاى مردم داراى معفرت است و هم داراى كيفر شديد است» (وَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَ إِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ).