تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٤
اين واقعيّت نيز قابل ترديد نيست كه ما هر وقت در مقام شكر الهى- چه با فكر و چه با زبان و چه با عمل- برمىآييم، اين توانايىِ بر شكر در هر مرحله موهبت تازهاى است و به اين ترتيب اقدام بر شكر، ما را مديون نعمتهاى تازه او مىسازد كه هرگز قادر نيستيم حقّ شكر او را ادا كنيم. همانگونه كه در مناجات شاكرين از مناجاتهاى پانزدهگانه امام سجّاد عليه السلام مىخوانيم: كَيفَ لي بِتَحصيلِ الشُّكرِ وَ شُكري إيّاكَ يَفتَقِرُ إلى شُكرٍ، فَكُلَّما قُلتُ لَكَ الحَمدُ وَجَبَ عَلَىَّ لِذلِكَ أن أقولَ لَكَ الحَمدُ: «چگونه مىتوانم حقّ شكر تو را بهجا آورم، در حالى كه همين شكر من نياز به شكرى دارد، و هر زمان كه مىگويم: لَكَ الحَمدُ، بر من لازم است كه به خاطر همين توفيق شكرگزارى بگويم: لَكَ الْحَمْدُ».
پس برترين مرحله شكر كه انجام آن از انسان برمىآيد اين است كه از شكر نعمتهاى خدا اظهار ناتوانى كند.
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: فِيما اوحَى اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إلى مُوسى، يا مُوسى اشكُرني حَقَّ شُكري فَقالَ يا رَبّ وَ كَيفَ اشكُركُ حَقَّ شُكرِكَ وَ لَيسَ مِن شُكرٍ أشكُرُكَ بِهِ إلّاوَ أنتَ أنعَمتَ بِهِ عَلَىَّ؟ قالَ يا مُوسى الآنَ شَكَرتَني حينَ عَلِمتَ أنَّ ذلِكَ مِنّي: «خداوند به موسى عليه السلام وحى فرستاد كه حقّ شكر مرا ادا كن. عرض كرد:
پروردگارا، چگونه حقّ شكر تو را ادا كنم در حالى كه هر زمان شكر تو را به جا آورم، اين توفيق خود نعمت تازهاى براى من خواهد بود. خداوند فرمود: اى موسى، الآن حقّ شكر مرا ادا كردى، چون مىدانى حتّى اين توفيق از ناحيه من است». «١»
بنده همان به كه ز تقصير خويش عذر به درگاه خدا آورَد