تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٨
سزاوار است در اينجا سخن را با روايتى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده پايان دهيم.
ابوسعيد خدرى مىگويد: از پيامبر درباره قَالَ الَّذِى عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ (كه در داستان سليمان وارد شده است) «١» پرسيدم فرمود: ذاكَ وَصِىُّ أخي سُلَيمانَ بنِ داود: «او وصى و جانشين برادرم سليمان بود».
عرض كردم: قُل كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِى وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ از چه كسى سخن مىگويد و اشاره به كيست؟
فرمود: ذاكَ أخي عَلِىُّ بنُ أبي طالِبٍ: «او برادرم علىّ بن ابى طالب است». «٢»
پروردگارا، درهاى رحمتت را بر ما بگشا و از علم كتابت به ما ارزانى دار.
بارالها، آنچنان در پرتو آگاهى به قرآن قلب ما را روشن و فكر ما را توانا كن كه از تو، به غير تو نپردازيم و هيچ چيز را بر خواست تو مقدّم نشمريم و در تنگناى اغراض شخصى و تنگنظرىها و خودبينىها گرفتار نشويم و در ميان بندگانت تفرقه نيندازيم، انقلاب اسلامى خود را به پرتگاه خطر نكشانيم و مصالح اسلام و قرآن و ملّت مسلمان را بر همه چيز مقدّم بشمريم.
خداوندا، آنها كه اين جنگ خانمانسوز و ويرانگر را كه حكّام ظالم عراق به تحريك دشمنان اسلام بر ما تحميل كردهاند از خواب غفلت بيدار كن. و اگر بيدارشدنى نيستند نابودشان فرما. و به ما آن آگاهى در پرتو كتابت معرّفى كن كه براى پيروزى بر دشمنان حقّ و عدالت از همه وسايل مشروع و ممكن استفاده كنيم.
آمين يا ربّ العالمين