تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٣
است.
ولى اين مهلت و تأخير به معناى آن نبود كه مجازات و كيفر ايشان فراموش شده است، «سپس آنان را گرفتم، ديدى مجازات من چگونه بود؟» اين سرنوشت در انتظار قوم لجوج تو نيز هست (ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ).
نكتهها:
١. چرا روى كلمه «رحمان» تكيه شده است؟
آيات فوق و شأن نزولى كه درباره آن ذكر شده، نشان مىدهد كه كفّار قريش توصيف خداوند به «رحمان» را نمىپسنديدند و چون چيزى در ميان آنها معمول نبود آن را به باد استهزا گرفتند، در حالى كه آيات فوق تأكيد و اصرار بر آن دارد، زيرا لطف خاصّى در اين كلمه نهفته است. مىدانيم صفت رحمانيّت خداوند اشاره به لطف عامّ اوست كه دوست و دشمن را فرامىگيرد و مؤمن و كافر مشمول آن است. در برابر صفت رحيميّت كه اشاره به رحمت خاصّ ايزدى در مورد بندگان صالح و مؤمنان است. يعنى شما چگونه به خدايى كه منبع لطف و كرم است و حتّى دشمنان خويش را مشمول لطف و رحمتش قرار مىدهد ايمان نمىآوريد؟ اين نهايت نادانى شماست.
٢. چرا پيامبر تسليم درخواست معجزات نشد؟
باز در اينجا به گفتار كسانى برخورد مىكنيم كه مىپندارند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله جز قرآن معجزهاى نداشت و از آياتى شبيه آيات فوق كمك مىگيرند، زيرا ظاهر اين آيات مىگويد پيامبر در برابر درخواست معجزات مختلف از قبيل عقب راندن كوههاى مكّه و شكافتن زمين آنجا و آشكار شدن نهرها و زنده كردن