تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥
مقابل چشم انسانها مجسّم مىشود. و اين نشان مىدهد كه پيكار حقّ و باطل يك پيكار موقّت و موضعى نيست. اين رگ، رگ آب شيرين و شور، همواره بر خلايق تا نفخ صور جريان دارد، مگر آن زمانى كه جهان و انسانها به صورت يك جامعه ايدهآل (همچون جامعه عصر قيام مهدى عليه السلام) درآيد كه پايان اين مبارزه اعلام گردد. لشكر حق پيروز و بساط باطل برچيده شود و بشر وارد مرحله تازهاى از تاريخ خود گردد و تا زمانى كه اين مرحله تاريخى فرا نرسد، بايد همه جا در انتظار برخورد حقّ و باطل بود و موضعگيرى لازم را در اين ميان در برابر باطل نشان داد.
١٠. زندگى در پرتو تلاش و جهاد
مثال زيباى فوق اين اصل اساسى زندگى انسانها را نيز روشن مىسازد كه حيات بدون جهاد و بقا و سربلندى بدون تلاش ممكن نيست، زيرا مىگويد:
آنچه را مردم براى وسايل زندگى (ضروريات زندگى) و يا زينت (رفاه زندگى) به درون كورهها مىفرستند، همواره زبد و كفهايى دارد و براى به دست آوردن اين دو (وسايل ضرورى و وسايل رفاهى- ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ) بايد موادّ اصلى را كه در طبيعت به صورت خالص يافت نمىشود و همواره آميخته با اشياءِ ديگر است در زير فشار آتش در كوره قرار داد و آنها را تصفيه و پاكسازى كرد تا فلزّ خالص و پاك از آن بيرون آيد و اين كار جز در سايه كوشش و مجاهده انجام نمىشود.
اصولًا طبيعت زندگى دنيا اين است كه در كنار گلها، خارها و در كنار نوشها، نيشها، و پيروزىها در لابهلاى سختىها و مشكلات قرار دارد. و از قديم گفتهاند: گنجها در ويرانههاست. و در بالاى هر گنجى، اژدهاى خطرناكى