تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٥
٤. ذكر خدا چيست و چگونه است؟
«ذكر» همانگونه كه راغب در مفردات گفته است، گاهى بهمعنى حفظ مطالب و معارف آمده، با اين تفاوت كه كلمه «حفظ» به مرحله به ذهن سپردن گفته مىشود و كلمه «ذكر» بهمعنى يادآورى چيزى به زبان يا به قلب است. ازاينرو گفتهاند ذكر دو گونه است: «ذكر قلبى» و «ذكر زبانى» و هر يك از آنها دو نوع است: يا پس از فراموشى است يا بدون فراموشى.
به هر حال در آيه مورد بحث، منظور از ذكر خدا كه مايه آرامش دلهاست تنها اين نيست كه نام او را بر زبان بياورد و تسبيح و تهليل و تكبير بگويد، بلكه بايد با تمام قلب متوجّه او و عظمتش و علم و آگاهى و حاضر و ناظر بودنش باشد و اين توجّه، مبدأ حركت و فعّاليّت در وجود او بهسوى جهاد و تلاش و نيكىها شود و ميان او و گناه، سدّ مستحكمى ايجاد كند. اين است حقيقت «ذكر» كه آثار و بركات فراوانى در روايات اسلامى براى آن بيان شده است.
در حديثى مىخوانيم از وصايايى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود اين بود:
يا عَلىُّ ثَلاثٌ لا تُطيقُها هذِهِ الامَّةُ: المواساةُ لِلأخِ في مالِهِ وَ إنصافُ النّاسِ مِن نَفسِهِ وَ ذِكرُ اللَّهِ عَلى كُلّ حالٍ وَ لَيسَ هُوَ سُبحانَ اللَّهِ وَالحَمدُلِلّهِ وَ لا إلهَ إلّااللَّهُ وَاللَّهُ أكبَرُ وَ لكِن إذا وَرَدَ عَلى ما يَحرُمُ عَلَيهِ خافَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عِندَهُ وَ تَرَكَهُ: اى على، سه كار است كه اين امّت طاقت آن را ندارند (و از همه كس ساخته نيست): مواسات با برادر دينى در مال، و حقّ مردم را از خويشتن دادن، و ياد خدا در هر حال؛ ولى ياد خدا (تنها) سُبحانَ اللَّهِ وَالحَمدُ لِلِّه وَ لا إلهَ إلَّااللَّهُ وَاللَّهُ أكبَرُ نيست، بلكه ياد خدا آن است كه وقتى انسان در برابر حرامى قرار گيرد، از خدا بترسد و آن را ترك گويد». «١»
در حديث ديگرى مىخوانيم كه على عليه السلام فرمود: الذّكرُ ذِكرانِ: ذِكرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ