تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤
تو امروز نزد ما داراى منزلت عالى و اختيارات وسيع هستى و مورد اعتماد و وثوق ما خواهى بود» (فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنَا مَكِينٌ أَمِينٌ).*
امروز بايد در اين كشور، در مصدر كارهاى مهم باشى و بر اصلاح امور همّت گمارى، زيرا طبق تعبيرى كه براى خواب من كردهاى، بحران اقتصادى شديدى براى اين كشور در پيش است و من فكر مىكنم تنها كسى كه مىتواند بر اين بحران غلبه كند تويى.
يوسف ٧ پيشنهاد كرد خزانهدار كشور مصر باشد. «گفت: مرا در رأس خزانهدارى اين سرزمين قرار ده؛ چرا كه من هم حافظ و نگاهبان خوبى هستم و هم به اسرار اين كار واقفم» (قَالَ اجْعَلْنِى عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّى حَفِيظٌ عَلِيمٌ).
يوسف مىدانست كه ريشه مهمّ نابسامانىهاى آن جامعه آكنده از ستم در مسائل اقتصادى نهفته است. پس اكنون كه آنها به حكم اجبار به سراغ او آمدهاند، چه بهتر كه نبض اقتصاد كشور مصر را در دست گيرد و به يارى مستضعفان بشتابد، از تبعيضها تا آنجا كه قدرت دارد بكاهد، حقّ مظلومان را از ظالمان بستاند و به وضع بىسروسامان آن كشور پهناور سامان بخشد.
مخصوصاً مسائل كشاورزى را كه در آن كشور در درجه اوّل اهمّيّت بود زير نظر بگيرد و با توجّه به اينكه سالهاى پرنعمت و فراوانى و سپس سالهاى خشكى در پيش است، مردم را به كشاورزى و توليد بيشتر دعوت كند و در مصرف فرآوردههاى كشاورزى تا سرحدّ جيرهبندى، صرفهجويى نمايد و آنها را براى سالهاى قحطى ذخيره سازد. ازاينرو راهى بهتر از اين نديد كه پيشنهاد سرپرستى خزانههاى مصر كند.
بعضى گفتهاند: ملك كه در آن سال در تنگناى شديدى قرار گرفته بود و در