تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٠
جامعه است تأمين مىشود (مثلًا در صنعت داروسازى ٢٠% سود مىبرند و در هرويينسازى ٥٠%) اين دسته خاص، دومى را ترجيح مىدهند.
تكليف اين گروه نيز روشن است. آنها هيچ طلبى نه از خدا دارند و نه از همنوعان خويش و پاداش آنها همان سود و شهرتى بوده كه مىخواستهاند و به آن رسيدهاند.
ج) گروه سومى هستند كه مسلّماً انگيزههاى انسانى دارند، يا اگر معتقد به خدا باشند انگيزههاى الهى و گاهى ساليان دراز از عمر خود را در گوشه لابراتوارها با نهايت فلاكت و محروميّت بهسر مىبرند به اميد آنكه خدمتى به همنوع خود كنند و ارمغانى به جهان انسانيّت تقديم دارند. زنجيرى از پاى دردمندى بگشايند و گرد و غبارى از چهره رنجديدهاى بيفشانند.
چنين افراد اگر ايمان داشته باشند و محرّك الهى، در مورد آنها بحثى نيست، و اگر نداشته باشند امّا محرّكشان انسانى و مردمى باشد بىگمان پاداش مناسبى از خداوند دريافت خواهند داشت؛ اين پاداش ممكن است در دنيا باشد يا در جهان ديگر و مسلّماً خداوند عالم عادل آنها را محروم نمىكند ولى چگونه و چطور؟ جزئيّات آن بر ما روشن نيست.
همچنين مىتوان گفت: خداوند اجر چنين نيكوكارانى را ضايع نمىكند (البتّه اگر آنها در نپذيرفتن ايمان مصداق جاهل قاصر باشند مسأله بسيار روشنتر است).
دليل اين مسأله علاوه بر حكم عقل، اشاراتى است كه در آيات يا روايات آمده است.