تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٩
نكتهها:
١. در نخستين آيه مورد بحث مىخوانيم: «مؤمنان» بايد فقط بر خدا توكّل كنند. و در آيه دوم مىخوانيم: «متوكّلان» بايد بر خدا توكّل كنند. گويى جمله دوم مرحلهاى است وسيعتر و فراتر از مرحله اوّل، يعنى مؤمنان كه سهل است- چون ايمان به خدا از ايمان به قدرت و حمايت او و توكّل بر او جدا نمىتواند باشد- حتّى غير مؤمنان تكيهگاهى جز خدا نمىيابند، زيرا به هر كس بنگرد از خود چيزى ندارد، همه نعمتها و قدرتها و موهبتها به ذات پاك او برمىگردد، پس آنها نيز بايد سر بر آستان او بگذارند و از او بخواهند كه توكّل، آنها را دعوت به ايمان به اللَّه مىكند.
٢. آيات مورد بحث پاسخ كسانى است كه اعجاز پيامبران و معجزات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله غير از قرآن را نفى مىكردند. همچنين به ما مىفهمانَد كه پيامبران هرگز نگفتهاند ما معجزه نمىآوريم، بلكه مىگفتند: جز به فرمان خدا و اجازه او دست به اين كار نمىزنيم، زيرا اعجاز كار اوست و در اختيار او و هر زمان صلاح بداند به ما فرمان مىدهد.
٣. حقيقت توكّل و فلسفه آن
«توكّل» در اصل از مادّه «وكالت» بهمعنى انتخاب وكيل است. مىدانيم كه وكيل خوب كسى است كه حدّاقل داراى چهار صفت باشد، آگاهى، امانت، قدرت و دلسوزى.
ناگفته پيداست كه انتخاب وكيل مدافع در كارها در جايى است كه انسان