تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٤
بيافريند و كنارى بنشيند، بلكه فيض هستى پيوسته از طرف خدا صادر مىشود و هر موجودى لحظهبهلحظه از ذات پاكش هستى مىگيرد؛ بنابراين برنامه آفرينش و تدبير عالم هستى، همچون آغاز خلقت، به دست خداست و به همين دليل مالك سود و زيان اوست و غير او هر چه دارند از اوست. با وجود اين آيا غير «اللَّه» شايسته عبوديّت است؟
٢. چگونه سؤال و جواب را هر دو خود مىگويد؟
با توجّه به آيه فوق اين پرسش پيش مىآيد كه چگونه خداوند به پيامبرش فرمان مىدهد از مشركان بپرسد پروردگار زمين و آسمان كيست؟ و بعد بىآنكه منتظر پاسخشان باشد به حضرت دستور مىدهد خود پاسخ دهد. و باز بلافاصله مشركان را به باد سرزنش مىگيرد كه چرا بتها را پرستش مىكنيد؟ اين چه رسم سؤال و جواب است؟
با توجّه به يك نكته پاسخ اين پرسش روشن مىشود كه گاهى جواب يك سؤال بهقدرى روشن است كه نياز ندارد در انتظار پاسخ از طرف بنشينيم. مثل اينكه از طرف مقابل مىپرسيم الآن شب است يا روز و بلافاصله خودمان جواب مىگوييم مسلّماً شب است. و اين كنايه لطيفى است از اينكه مطلب بهقدرى روشن است كه نياز به انتظار كشيدن براى پاسخ ندارد.
به علاوه مشركان، خالقيّت را مخصوص خداوند مىدانستند. آنها هرگز نمىگفتند بتها آفريننده زمين و آسمان هستند، بلكه عقيده داشتند كه آنها شفيعانند و قادر بر رسانيدن سود يا ضرر به انسان نيستند، و به همين دليل معتقد بودند كه بايد آنها را عبادت كرد.