تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٧
صورت گيرد بسيار مؤثّرتر است و اين در مواردى است كه حفظ حيثيّت طرف چنين ايجاب مىكند يا نسبت به انفاقكننده- كه مصون از ريا و نشان دادن عمل به ديگران باشد- و گاه اگر آشكارا باشد اثرش وسيعتر خواهد بود. و اين در مواردى است كه باعث تشويق ديگران به اين كار خير و اقتدا به او شود و يك عمل خير او سبب دهها يا صدها يا هزاران كار خير مشابه گردد.
و از اينجا روشن مىشود كه قرآن در انجام دادن يك عمل مثبت آنچنان باريكبين است كه تنها به اصل توجّه نمىكند، بلكه تأكيد دارد كه هم اصل عمل، خير باشد و هم كيفيّت انجام دادن آن (در مواردى كه يك كار ممكن است با كيفيّتهاى مختلفى انجام گيرد).
هشتمين و آخرين برنامه آنها اين است: «و با حسنات، سيّئات خود را از ميان مىبرند» (وَ يَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ).
يعنى وقتى مرتكب گناه مىشوند فقط به پشيمان شدن و استغفار قناعت نمىكنند، بلكه عملًا در مقام جبران برمىآيند و هر اندازه گناه و لغزش آنها بزرگتر باشد به همان اندازه، حسنات بيشترى انجام مىدهند تا وجود خود و جامعه را از لوث گناه، با آب حسنات بشويند.
«يدرءون» از مادّه «درء» (بر وزن زرع) بهمعنى دفع كردن است.
اين احتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد كه آنها بدى را با بدى تلافى نمىكنند، بلكه سعى دارند اگر از كسى نسبت به آنها بدى برسد، با نيكى كردن در حقّ وى، او را شرمنده و وادار به تجديدنظر كنند، همانگونه كه در آيه ٣٤ سوره فصّلت مىخوانيم: ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِىٌّ حَمِيمٌ: «بدى را با نيكى دفع كن، ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى».