تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨
نكتهها:
١. آيا سجده براى غير خدا جايز است؟
همانگونه كه در ذيل آيه ٣٤ سوره بقره در بحث سجده فرشتگان بر آدم گفتيم، سجده بهمعنى پرستش و عبادت، مخصوص خداست و براى هيچكس در هيچ مذهبى، پرستش جايز نيست و توحيد عبادت كه بخش مهمّى از مسأله توحيد است- و همه پيامبران مردم را به آن فرامىخواندند- مفهومش همين است. بنابراين نه يوسف كه پيامبر خدا بود اجازه مىداد بر او سجده كنند و نه پيامبر بزرگى همچون يعقوب اقدام به چنين كارى مىكرد و نه قرآن بهعنوان يك عمل شايسته يا لااقل مجاز از آن ياد مىنمود. بر اين اساس، سجده مزبور يا براى خدا بود (سجده شكر)؛ همان خدايى كه اين همه موهبت و مقام عظيم را به يوسف داد و مشكلات و گرفتارىهاى خاندان يعقوب عليه السلام را برطرف نمود. در اين صورت در عين اينكه براى خدا بوده، چون بهخاطر عظمت يوسف عليه السلام انجام گرفته، تجليل و احترام براى او نيز محسوب مىشود.
از اين نظر ضمير در «له» كه مسلّماً به يوسف عليه السلام بازمىگردد، با اين معنى بهخوبى سازگار خواهد بود.
يا اينكه منظور از «سجده» مفهوم وسيع آن يعنى خضوع و تواضع است، زيرا سجده هميشه بهمعنى معروفش نمىآيد، بلكه گاهى بهمعنى هر نوع تواضع نيز آمده است، ازاينرو بعضى از مفسّران گفتهاند تحيّت و تواضع متداول در آن روز، خمشدن و تعظيم بوده و منظور از «سجود» در آيه مزبور همين است.
ولى با توجّه به جمله «خرّوا» كه مفهومش بر زمين افتادن است، چنين برمىآيد كه «سجود» آنها بهمعنى انحناء و سر فرود آوردن نبوده است.
بعضى ديگر از مفسّران بزرگ گفتهاند: سجود يعقوب عليه السلام و برادران و