تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٧
همه قابل فهم مىسازد.
روىهمرفته مىتوان گفت: مثال در مباحث مختلف علمى و تربيتى و اجتماعى و اخلاقى و غير آن، نقشهاى مؤثّر زير را دارد:
الف) مثال، مسائل را حسّى مىكند:
از آنجا كه انس انسان بيشتر با محسوسات است و حقايق پيچيده عقلى از دسترس افكار نسبتاً دورتر است، مثالهاى حسّى آنها را از فاصله دوردست به نزديك آورده و در آستانه حس قرار مىدهد و درك آن را دلچسب و شيرين و اطمينانبخش مىسازد.
ب) مثال، راه را نزديك مىكند:
گاه مىشود كه براى اثبات يك مسأله عميق منطقى و عقلانى بايد انسان به استدلالات مختلفى متوسّل شود كه باز هم ابهام اطراف آن را گرفته است، ولى ذكر يك مثال روشن و كاملًا هماهنگ با مقصود چنان راه را نزديك مىسازد كه تأثير استدلالها را افزايش مىدهد و از ضرورت استدلالات متعدّد مىكاهد.
ج) مثال، مسائل را همگانى مىسازد:
بسيارى از مباحث علمى است كه در شكل اصليش تنها براى خواص قابل فهم است و توده مردم استفاده چندانى از آن نمىبرند، ولى هنگامى كه با مثال آميخته و به اين وسيله قابل فهم شود، مردم در هر حدّ و پايهاى از دانش باشند از آن بهره مىگيرند.
بنابراين مثالها به عنوان يك وسيله تعميم علم و فرهنگ، كاربرد غير قابل انكارى دارند.
د) مثال، درجه اطمينان به مسائل را بالا مىبرد:
كليّات عقلى هر قدر مستدل و منطقى باشند، مادام كه در ذهن هستند اطمينان