تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٤
نخستين سفرش را بازگو مىنمايد، يا اشاره به اين است كه سرزمين مكّه حتّى پس از شهر شدن، سرزمينى است غير قابل زراعت كه بايد احتياجاتش را از بيرون بياورند، زيرا از نظر جغرافيايى در ميان يك مشت كوههاى خشك و بسيار كمآب واقع شده است.
٢. امنيّت سرزمين مكّه
جالب اينكه ابراهيم عليه السلام نخستين تقاضايى را كه در اين سرزمين از خداوند كرد، تقاضاى «امنيّت» بود. اين نشان مىدهد كه نعمت امنيّت، نخستين شرط براى زندگى انسان و سكونت در يك منطقه و براى هر آبادى و پيشرفت و ترقّى است و بهراستى هم چنين است.
اگر جايى امن نباشد قابل سكونت نيست، هر چند تمام نعمتهاى دنيا در آن جمع باشد. اصولًا شهر و ديار و كشورى كه امنيّت ندارد همه نعمتها را از دست خواهد داد.
تذكّر اين نكته نيز لازم است كه خداوند دعاى ابراهيم عليه السلام را درباره امنيّت مكّه از دو سو اجابت كرد: هم امنيّت تكوينى به آن داد، زيرا شهرى شد كه در طول تاريخ حوادث ناامنكننده كمتر به خود ديده، و هم امنيّت تشريعى، يعنى خدا فرمان داده كه همه انسانها و حتّى حيوانات در اين سرزمين در امن و امان باشند.
صيد كردن حيوانات در سرزمين مكّه ممنوع است و حتّى تعقيب مجرمانى كه به حرم و خانه كعبه پناه برند جايز نيست. فقط مىتوان براى اجراى عدالت، راه رسيدن آذوقه را بر چنين مجرمان بست تا بيرون آيند و تسليم شوند.
٣. چرا ابراهيم تقاضاى دورى از بتپرستى مىكند؟
بىگمان ابراهيم عليه السلام پيامبر بود و معصوم و فرزندان بىواسطه او كه بهطور قطع